entresol

[ایالات متحده]/ˈɒntrəˌsɒl/
[بریتانیا]/ˈɑːntrəˌsɑːl/

ترجمه

n. یک طبقه پایین بین دو طبقه اصلی
Word Forms
جمعentresols

عبارات و ترکیب‌ها

ground floor entresol

طبقه همکف انترزول

entresol level

سطح انترزول

entresol space

فضای انترزول

entresol design

طراحی انترزول

entresol area

مساحت انترزول

entresol floor

کف انترزول

entresol balcony

بالکن انترزول

entresol room

اتاق انترزول

entresol office

دفتر انترزول

entresol staircase

پله انترزول

جملات نمونه

the entresol in the building provides additional office space.

طبقه میانی ساختمان فضای اداری بیشتری فراهم می‌کند.

many old houses feature an entresol for storage.

بسیاری از خانه‌های قدیمی دارای طبقه میانی برای نگهداری هستند.

she decorated the entresol with plants and artwork.

او طبقه میانی را با گیاهان و آثار هنری تزئین کرد.

the entresol served as a cozy reading nook.

طبقه میانی به عنوان یک فضای مطالعه دنج عمل می‌کرد.

they converted the entresol into a small apartment.

آنها طبقه میانی را به یک آپارتمان کوچک تبدیل کردند.

in some buildings, the entresol is used for offices.

در برخی ساختمان‌ها، طبقه میانی برای دفاتر استفاده می‌شود.

the view from the entresol is quite impressive.

منظره از طبقه میانی بسیار چشمگیر است.

he often works in the entresol to avoid distractions.

او اغلب برای جلوگیری از حواس پرتی در طبقه میانی کار می‌کند.

they added a railing to the entresol for safety.

آنها برای ایمنی نرده‌ای به طبقه میانی اضافه کردند.

the entresol was originally designed as a gallery.

طبقه میانی در اصل به عنوان یک گالری طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید