enviable

[ایالات متحده]/ˈenviəbl/
[بریتانیا]/ˈenviəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته حسادت؛ باعث حسادت.

جملات نمونه

an enviable young man

یک مرد جوان قابل تحسین

She has built up an enviable reputation as a harpist.

او شهرت قابل تحسینی به عنوان نوازنده هارپ به دست آورده است.

the firm is in the enviable position of having a full order book.

شرکت در موقعیت قابل تحسینی قرار دارد که سفارش‌های زیادی دارد.

an enviable position in the company

یک موقعیت قابل تحسین در شرکت

to have an enviable wardrobe

داشتن مجموعه‌ای از لباس‌های قابل تحسین

an enviable reputation in the industry

یک شهرت قابل تحسین در صنعت

to lead an enviable lifestyle

داشتن یک سبک زندگی قابل تحسین

an enviable skill set

مجموعه مهارت‌های قابل تحسین

to possess an enviable collection of art

داشتن مجموعه‌ای قابل تحسین از هنر

an enviable level of success

سطح موفقیت قابل تحسین

to enjoy an enviable vacation

لذت بردن از یک تعطیلات قابل تحسین

an enviable sense of style

حس سبک قابل تحسین

to have an enviable physique

داشتن اندام قابل تحسین

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید