| جمع | eons |
long eon
عصر طولانی
eternal eon
عصر جاودانه
ancient eon
عصر باستانی
geological eon
عصر زمینشناسی
cosmic eon
عصر کیهانی
next eon
عصر بعدی
past eon
عصر گذشته
distant eon
عصر دور
future eon
عصر آینده
final eon
عصر نهایی
it feels like an eon since we last met.
احساس میکنم از آخرین باری که با هم دیدار کردیم، یک عصر طولانی گذشته است.
she has been waiting for an eon to get a response.
او منتظر یک عصر بوده تا پاسخی دریافت کند.
in an eon, the universe will look completely different.
در یک عصر، جهان کاملاً متفاوت به نظر خواهد رسید.
it took an eon to complete the project.
برای تکمیل پروژه یک عصر طول کشید.
he believes that an eon can change perspectives.
او معتقد است که یک عصر میتواند دیدگاهها را تغییر دهد.
they haven't spoken in an eon.
آنها در یک عصر صحبت نکردهاند.
learning a new language can feel like an eon.
یادگیری یک زبان جدید میتواند مانند یک عصر طولانی به نظر برسد.
an eon ago, dinosaurs roamed the earth.
در یک عصر پیش، دایناسورها در زمین پرسه میزدند.
it seems like an eon since i last took a vacation.
به نظر میرسد از آخرین باری که تعطیلات رفتم، یک عصر گذشته است.
in an eon, the technology will be unrecognizable.
در یک عصر، فناوری غیرقابل تشخیص خواهد بود.
long eon
عصر طولانی
eternal eon
عصر جاودانه
ancient eon
عصر باستانی
geological eon
عصر زمینشناسی
cosmic eon
عصر کیهانی
next eon
عصر بعدی
past eon
عصر گذشته
distant eon
عصر دور
future eon
عصر آینده
final eon
عصر نهایی
it feels like an eon since we last met.
احساس میکنم از آخرین باری که با هم دیدار کردیم، یک عصر طولانی گذشته است.
she has been waiting for an eon to get a response.
او منتظر یک عصر بوده تا پاسخی دریافت کند.
in an eon, the universe will look completely different.
در یک عصر، جهان کاملاً متفاوت به نظر خواهد رسید.
it took an eon to complete the project.
برای تکمیل پروژه یک عصر طول کشید.
he believes that an eon can change perspectives.
او معتقد است که یک عصر میتواند دیدگاهها را تغییر دهد.
they haven't spoken in an eon.
آنها در یک عصر صحبت نکردهاند.
learning a new language can feel like an eon.
یادگیری یک زبان جدید میتواند مانند یک عصر طولانی به نظر برسد.
an eon ago, dinosaurs roamed the earth.
در یک عصر پیش، دایناسورها در زمین پرسه میزدند.
it seems like an eon since i last took a vacation.
به نظر میرسد از آخرین باری که تعطیلات رفتم، یک عصر گذشته است.
in an eon, the technology will be unrecognizable.
در یک عصر، فناوری غیرقابل تشخیص خواهد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید