epicentre

[ایالات متحده]/'ɛpɪ'sɛntɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه مرکزی یک زلزله.
Word Forms

جملات نمونه

the patient was at the epicentre of concern.

بیمار در مرکز نگرانی قرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید