epidemical

[ایالات متحده]/ˌɛpɪˈdɛmɪkəl/
[بریتانیا]/ˌɛpɪˈdɛmɪkəl/

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی یک اپیدمی; مرتبط با بیماری‌های عفونی

عبارات و ترکیب‌ها

epidemical outbreak

شیوع همه‌گیر

epidemical spread

گسترش همه‌گیر

epidemical control

کنترل همه‌گیری

epidemical response

واکنش همه‌گیری

epidemical crisis

بحران همه‌گیری

epidemical risk

خطر همه‌گیری

epidemical monitoring

نظارت همه‌گیری

epidemical prevention

جلوگیری از همه‌گیری

epidemical situation

وضعیت همه‌گیری

epidemical research

تحقیقات همه‌گیری

جملات نمونه

the flu has become epidemical in several regions.

آنفولانزا در چندین منطقه به همه‌گیری تبدیل شده است.

health officials are concerned about the epidemical spread of the virus.

مقامات بهداشت در مورد گسترش همه‌گیری ویروس نگران هستند.

measures were taken to control the epidemical outbreak.

برای کنترل شیوع همه‌گیری اقداماتی انجام شد.

education is crucial in preventing epidemical diseases.

آموزش برای جلوگیری از بیماری‌های همه‌گیری بسیار مهم است.

vaccination can help reduce the epidemical impact of diseases.

واکسیناسیون می‌تواند به کاهش اثرات همه‌گیری بیماری‌ها کمک کند.

research is ongoing to understand the epidemical patterns.

تحقیقات برای درک الگوهای همه‌گیری ادامه دارد.

public health campaigns aim to combat epidemical threats.

کمپین‌های بهداشت عمومی برای مقابله با تهدیدات همه‌گیری هدف گذاری می‌کنند.

the government issued warnings about the epidemical situation.

دولت در مورد وضعیت همه‌گیری هشدار داد.

travel restrictions were imposed to limit epidemical risks.

محدودیت‌های سفر برای محدود کردن خطرات همه‌گیری اعمال شد.

scientists are studying the factors behind epidemical trends.

دانشمندان در حال بررسی عواملی هستند که در پس روند همه‌گیری وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید