| جمع | epitaphs |
an epitaph on a tombstone
نقشی روی سنگ قبر
She wrote the perfect epitaph for the poet.
او بهترین شعر مناسبتی را برای شاعر نوشت.
Joyce’s epitaph on King Edward VIII
شعر مناسبتی جویس برای پادشاه ادوارد هشتم
He wanted these lines as his epitaph.
او میخواست این خطوط به عنوان شعر مناسبتی او باشند.
The epitaph on the gravestone was a beautiful tribute to her life.
شعر مناسبتی روی سنگ قبر ادای احترام زیبایی به زندگی او بود.
He wrote his own epitaph before he passed away.
او قبل از مرگ خود شعر مناسبتی خود را نوشت.
The epitaph was inscribed with loving words for the deceased.
شعر مناسبتی با کلمات محبت آمیز برای درگذشته حکاکی شده بود.
She wanted a simple epitaph that captured her essence.
او میخواست شعری مناسبتی ساده که جوهره او را به تصویر میکشید.
The epitaph summed up his accomplishments in a few words.
شعر مناسبتی دستاورد های او را در چند کلمه خلاصه کرد.
Visitors often read the epitaphs on old gravestones.
بازدیدکنندگان اغلب شعر های مناسبتی روی سنگ قبرهای قدیمی را میخوانند.
The epitaph provided a glimpse into the person's life story.
شعر مناسبتی نگاهی به داستان زندگی شخص ارائه می داد.
She chose a humorous epitaph to lighten the mood at her funeral.
او یک شعر مناسبتی خنده دار برای تلطیف فضای مراسم تشییع جنازه خود انتخاب کرد.
The epitaph was written in elegant calligraphy.
شعر مناسبتی با خوشنویسی ظریف نوشته شده بود.
His epitaph was a reminder to cherish every moment.
شعر مناسبتی او یادآوری برای قدردانی از هر لحظه بود.
an epitaph on a tombstone
نقشی روی سنگ قبر
She wrote the perfect epitaph for the poet.
او بهترین شعر مناسبتی را برای شاعر نوشت.
Joyce’s epitaph on King Edward VIII
شعر مناسبتی جویس برای پادشاه ادوارد هشتم
He wanted these lines as his epitaph.
او میخواست این خطوط به عنوان شعر مناسبتی او باشند.
The epitaph on the gravestone was a beautiful tribute to her life.
شعر مناسبتی روی سنگ قبر ادای احترام زیبایی به زندگی او بود.
He wrote his own epitaph before he passed away.
او قبل از مرگ خود شعر مناسبتی خود را نوشت.
The epitaph was inscribed with loving words for the deceased.
شعر مناسبتی با کلمات محبت آمیز برای درگذشته حکاکی شده بود.
She wanted a simple epitaph that captured her essence.
او میخواست شعری مناسبتی ساده که جوهره او را به تصویر میکشید.
The epitaph summed up his accomplishments in a few words.
شعر مناسبتی دستاورد های او را در چند کلمه خلاصه کرد.
Visitors often read the epitaphs on old gravestones.
بازدیدکنندگان اغلب شعر های مناسبتی روی سنگ قبرهای قدیمی را میخوانند.
The epitaph provided a glimpse into the person's life story.
شعر مناسبتی نگاهی به داستان زندگی شخص ارائه می داد.
She chose a humorous epitaph to lighten the mood at her funeral.
او یک شعر مناسبتی خنده دار برای تلطیف فضای مراسم تشییع جنازه خود انتخاب کرد.
The epitaph was written in elegant calligraphy.
شعر مناسبتی با خوشنویسی ظریف نوشته شده بود.
His epitaph was a reminder to cherish every moment.
شعر مناسبتی او یادآوری برای قدردانی از هر لحظه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید