memoriam

[ایالات متحده]/ˌmeməˈriːəm/
[بریتانیا]/ˌmeməˈriːəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یادبود یا یادگار

عبارات و ترکیب‌ها

in memoriam

در یاد

memoriam page

صفحه یاد

paid memoriam

یادپا

loving memoriam

یادمحبت

in memoriam of

در یاد

dedicated memoriam

یادپردازی

a memoriam

یک یاد

held in memoriam

در یاد برگزار شده

memoriam service

خدمت یاد

eternal memoriam

یاد نامه بی‌پایان

جملات نمونه

the church erected a plaque in memoriam to the fallen soldiers.

کلیسا یک تابوت حافظه را به افتخار سربازان فاقد ارتشی که فریب خورده اند نصب کرد.

a touching tribute was delivered in memoriam at the funeral.

یک اعتراف مهیب در جنازه به افتخار حافظه ارائه شد.

the newspaper published a special edition in memoriam of the beloved journalist.

روزنامه یک نسخه ویژه را به افتخار گزارشگر عزیز منتشر کرد.

we held a memorial service in memoriam of our grandfather last week.

ما یک مراسم حافظه را به افتخار دادگاه ما در هفته گذشته برگزار کردیم.

the inscription on the stone was a heartfelt message in memoriam.

نگارش روی سنگ یک پیام صادقانه به افتخار حافظه بود.

the concert was performed in memoriam of the renowned composer.

کنسرت به افتخار حافظه سازنده معروف اجرا شد.

a moment of silence was observed in memoriam during the ceremony.

یک لحظه سکوت در حین مراسم به افتخار حافظه رعایت شد.

the park bench was dedicated in memoriam to her parents.

تخته پارک به افتخار والدینش اختصاص یافت.

the museum displayed artifacts in memoriam of the ancient civilization.

موزه آثار را به افتخار تمدن باستانی نمایش داد.

the school created a scholarship fund in memoriam of a former student.

مدرسه یک صندوق کمک تحصیلی را به افتخار یک دانش آموز سابق ایجاد کرد.

a simple wreath was laid in memoriam at the gravesite.

یک گل‌آویز ساده در محل قبر به افتخار حافظه گذاشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید