epitaphical

[ایالات متحده]/[ˌɛpɪˈtæfɪkəl]/
[بریتانیا]/[ˌɛpɪˈtæfɪkəl]/

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی پرتوهای نوشتاری است؛ مناسب یا مربوط به یک پرتوه نوشتاری.

عبارات و ترکیب‌ها

epitaphical verse

آیینه‌ای ادبی

epitaphical style

سبک آیینه‌ای

an epitaphical inscription

یک نگاشت آیینه‌ای

solemn epitaphical

آیینه‌ای جدی

brief epitaphical

آیینه‌ای مختصر

an epitaphical marker

یک نشان آیینه‌ای

formal epitaphical

آیینه‌ای رسمی

جملات نمونه

the epitaphical inscription on the tomb was surprisingly moving.

پرده‌ای که روی قبر نوشته شده بود، به طور شگفت‌آوری مهیب بود.

he delivered an epitaphical speech honoring the deceased veteran.

او یک سخنرانی پرده‌ای را در جهت تقدیم به جنگزده پیکر فرستاد.

the museum displayed several epitaphical markers from the 18th century.

موزه چند نشانه‌ی پرده‌ای از قرن هجدهم نمایش داد.

the author's epitaphical style was somber and reflective.

سبک پرده‌ای نویسنده تاریک و تأمل‌آمیز بود.

the epitaphical verse captured the essence of their friendship.

آهنگ پرده‌ای جوهر دوستی‌شان را به خوبی نشان داد.

the historian researched epitaphical records to trace family lineages.

تاریخ‌شناس به دنبال پرده‌ای دست‌نوشته‌ها برای ردیابی نسب‌های خانوادگی بود.

the epitaphical language used was formal and respectful.

زبان پرده‌ای که استفاده شد، رسمی و احترام‌آمیز بود.

she wrote an epitaphical poem for her beloved grandmother.

او یک شعر پرده‌ای برای نانوی عزیزش نوشت.

the epitaphical tone of the letter was deeply melancholic.

نبرد پرده‌ای نامه به طور عمیقی افسردگی داشت.

the artist created an epitaphical sculpture to commemorate the event.

هنرمند یک اثر مجسمه‌ای پرده‌ای را برای یادگاری این واقعه ایجاد کرد.

the epitaphical quality of the writing made it particularly memorable.

کیفیت پرده‌ای نوشته‌ها آن را به ویژه به یاد ماندنی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید