equanimities

[ایالات متحده]/ˌiːkwəˈnɪmɪtiz/
[بریتانیا]/ˌiːkwəˈnɪmɪtiz/

ترجمه

n. آرامش ذهنی، ثبات یا خونسردی

عبارات و ترکیب‌ها

inner equanimities

تورم درونی

emotional equanimities

تورم‌های عاطفی

mental equanimities

تورم‌های ذهنی

spiritual equanimities

تورم‌های معنوی

equanimities of mind

تورم‌های ذهن

personal equanimities

تورم‌های شخصی

equanimities in life

تورم‌ها در زندگی

equanimities and peace

تورم‌ها و صلح

cultivating equanimities

پرورش تورم‌ها

equanimities of spirit

تورم‌های روح

جملات نمونه

she maintained her equanimities despite the chaos around her.

او با وجود هرج و مرج اطرافش، آرامش خود را حفظ کرد.

his equanimities helped him make rational decisions in stressful situations.

آرامش او به او کمک کرد تا در شرایط استرس زا تصمیمات منطقی بگیرد.

practicing mindfulness can enhance your equanimities in daily life.

تمرین ذهن آگاهی می تواند آرامش شما را در زندگی روزمره افزایش دهد.

in the face of adversity, she showed remarkable equanimities.

در برابر سختی ها، او آرامش قابل توجهی نشان داد.

equanimities are essential for effective leadership.

آرامش برای رهبری موثر ضروری است.

he approached the problem with equanimities, not letting emotions cloud his judgment.

او با آرامش به مشکل پرداخت و اجازه نداد احساسات قضاوت او را مخدوش کند.

finding equanimities can improve your mental health.

پیدا کردن آرامش می تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

she practiced yoga to cultivate her equanimities.

او یوگا تمرین کرد تا آرامش خود را تقویت کند.

equanimities allow you to navigate life's challenges more effectively.

آرامش به شما این امکان را می دهد تا چالش های زندگی را به طور موثرتری پشت سر بگذارید.

his equanimities were tested during the crisis.

آرامش او در طول بحران مورد آزمایش قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید