equational

[ایالات متحده]/ɪˈkweɪʃənl/
[بریتانیا]/ɪˈkweɪʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا بیان شده در معادلات؛ به طور مساوی تقسیم شده

عبارات و ترکیب‌ها

equational logic

منطق معادله‌ای

equational theory

نظریه معادله‌ای

equational reasoning

استدلال معادله‌ای

equational system

سیستم معادله‌ای

equational model

مدل معادله‌ای

equational expression

عبارت معادله‌ای

equational identity

هویت معادله‌ای

equational framework

چارچوب معادله‌ای

equational semantics

معناشناسی معادله‌ای

equational calculus

حساب معادله‌ای

جملات نمونه

the equational relationship between the variables is crucial for the experiment.

ارتباط ریاضی بین متغیرها برای آزمایش بسیار مهم است.

in mathematics, equational logic helps in solving complex problems.

در ریاضیات، منطق معادله به حل مسائل پیچیده کمک می کند.

equational reasoning is often used in computer science.

استدلال معادله اغلب در علوم کامپیوتر استفاده می شود.

the teacher explained the equational system in detail.

معلم سیستم معادله را به طور مفصل توضیح داد.

we need to establish an equational model for this scenario.

ما باید یک مدل معادله ای برای این سناریو ایجاد کنیم.

equational proofs can simplify the verification process.

اثبات های معادله ای می توانند فرآیند تأیید را ساده کنند.

the study focused on equational definitions in algebra.

مطالعه بر روی تعاریف معادله ای در جبر متمرکز بود.

understanding equational structures is essential for advanced mathematics.

درک ساختارهای معادله ای برای ریاضیات پیشرفته ضروری است.

equational transformations can lead to new insights in the field.

تبدیل های معادله ای می توانند منجر به بینش های جدید در این زمینه شوند.

she applied equational reasoning to derive the solution.

او از استدلال معادله برای به دست آوردن راه حل استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید