equerry

[ایالات متحده]/ɪ'kwerɪ/
[بریتانیا]/ɪ'kwɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسر مسئول اسب‌ها، یا یک همراه شخصی برای یکی از اعضای سلطنت.
Word Forms
جمعequerries

عبارات و ترکیب‌ها

royal equerry

خدمتکار سلطنتی

personal equerry

خدمتکار شخصی

جملات نمونه

4. He is equerry to the Prince of Wales .

4. او به عنوان ضابط مخصوص برای شاهزاده ویلز کار می کند.

The marriage of her parents has been attended by the Queen.Her father, Earl Spencer, was an equerry to King George VI.

ازدواج والدین او با حضور ملکه انجام شده است. پدرش، آرل اسپنسر، یک اسکریب به جورج ششم پادشاه بود.

The equerry accompanied the royal family on their official visit.

ضابط مخصوص در سفر رسمی خانواده سلطنتی همراه آنها بود.

The equerry is responsible for the care and training of the horses.

ضابط مخصوص مسئول مراقبت و آموزش اسب ها است.

The equerry assists with the organization of royal events and ceremonies.

ضابط مخصوص در سازماندهی رویدادها و آیین های سلطنتی کمک می کند.

The equerry is a trusted advisor to the royal household.

ضابط مخصوص مشاور مورد اعتماد دربار سلطنتی است.

The equerry is well-versed in royal protocol and etiquette.

ضابط مخصوص به خوبی با آداب و رسوم و اخلاق سلطنتی آشنا است.

The equerry ensures that the royal carriages are in top condition.

ضابط مخصوص اطمینان حاصل می کند که ارابه های سلطنتی در بهترین شرایط قرار دارند.

The equerry assists in the selection of horses for royal events.

ضابط مخصوص در انتخاب اسب ها برای رویدادهای سلطنتی کمک می کند.

The equerry plays a key role in the smooth running of royal functions.

ضابط مخصوص نقش کلیدی در اجرای روان عملکردها و وظایف سلطنتی ایفا می کند.

The equerry has a close relationship with the royal family.

ضابط مخصوص رابطه نزدیکی با خانواده سلطنتی دارد.

The equerry is known for his dedication and loyalty to the royal household.

ضابط مخصوص به دلیل تعهد و وفاداری خود به دربار سلطنتی شناخته شده است.

نمونه‌های واقعی

" Mr. Claremont-Diaz, " he says. " Welcome back to England. Shaan Srivastava, Prince Henry's equerry."

" آقای کلرمونت-دیز، " او می‌گوید. " خوش آمدید به انگلیس. شان سریواستاو، خدمتکار شاهزاده هنری."

منبع: Red White & Royal Blue

" It's probably in case I see his equerry putting his batteries back in, " Alex says.

" احتمالاً این به این دلیل است که ببینم خدمتکار او دارد باتری‌هایش را دوباره در جای خود قرار می‌دهد، " الکس می‌گوید.

منبع: Red White & Royal Blue

The current version of the plan is largely the work of Lieutenant-Colonel Anthony Mather, a former equerry who retired from the palace in 2014.

نسخه فعلی طرح تا حد زیادی حاصل کار سرتیپ آنتونی مَثِر، یک خدمتکار سابق بود که در سال ۲۰۱۴ از کاخ بازنشسته شد.

منبع: The Guardian (Article Version)

At Cambridge Louis Greig, who Albert had none since his days at Osborne a decade earlier, was employed as Bertie's equerry or royal assistant.

در کمبریج، لوئیس گریگ، که آلبرت از زمان روزهای او در آزبورن ده سال قبل هیچ‌کس نداشت، به عنوان خدمتکار یا دستیار سلطنتی برتی استخدام شده بود.

منبع: Character Profile

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید