eremites

[ایالات متحده]/ˈɛr.ə.maɪt/
[بریتانیا]/ˈɛr.ə.maɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در انزوا زندگی می‌کند، اغلب به دلایل مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

lonely eremite

ارمیتی تنها

eremite lifestyle

سبک زندگی ارمنی

eremite dwelling

مسکن ارمنی

wandering eremite

ارمنی در حال سرگردانی

eremite existence

وجود ارمنی

eremite retreat

بازنشستگی ارمنی

eremite philosophy

فلسفه ارمنی

eremite solitude

تنهایی ارمنی

wise eremite

ارمنی خردمند

eremite nature

طبیعت ارمنی

جملات نمونه

the eremite lived in solitude for many years.

سال‌ها گوشه‌ای از زندگی را تنهایی گذراند.

many people admire the wisdom of an eremite.

بسیاری از مردم به خرد یک زاهد احترام می‌گذارند.

the eremite sought peace away from society.

زاهد به دنبال صلح و آرامش دور از اجتماع بود.

in ancient times, being an eremite was a noble choice.

در زمان‌های قدیم، زاهدگی یک انتخاب نجیب بود.

the eremite's teachings influenced many followers.

آموزه‌های زاهد بر بسیاری از پیروان تأثیر گذاشت.

he chose the life of an eremite for spiritual growth.

او برای رشد معنوی، زندگی زاهدانه را انتخاب کرد.

the eremite wrote extensively about his experiences.

زاهد به طور گسترده در مورد تجربیات خود نوشت.

people often visit the eremite for guidance.

مردم اغلب برای راهنمایی از زاهد دیدار می‌کنند.

the eremite's cave was a place of refuge.

غار زاهد مکانی برای پناه دادن بود.

legends speak of an eremite with extraordinary powers.

افسانه ها از زاهدی با قدرت های خارق العاده صحبت می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید