eremitism

[ایالات متحده]/ˈɛrɪmɪtɪzəm/
[بریتانیا]/ˈɛrəˌmɪtɪzəm/

ترجمه

n. سبک زندگی یک عزلت‌نشین؛ عمل انزوا برای اهداف مذهبی؛ حالت زندگی در تنهایی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

spiritual eremitism

ارemitism معنوی

monastic eremitism

ارemitism صومعه‌ای

eremitism practices

شیوه های ارemitism

eremitism lifestyle

سبک زندگی ارemitism

eremitism traditions

رسوم ارemitism

eremitism philosophy

فلسفه ارemitism

eremitism community

جامعه ارemitism

eremitism values

ارزش های ارemitism

eremitism history

تاریخچه ارemitism

eremitism significance

اهمیت ارemitism

جملات نمونه

eremitism can lead to profound personal insights.

eremitism می‌تواند منجر به بینش‌های شخصی عمیق شود.

many philosophers have explored the concept of eremitism.

فلاسفه بسیاری مفهوم ارتمیت را بررسی کرده‌اند.

his choice of eremitism was a response to modern society.

انتخاب ارتمیت او پاسخی به جامعه مدرن بود.

eremitism often involves a deep connection to nature.

ارتمیت اغلب شامل ارتباط عمیقی با طبیعت می‌شود.

she found peace through a life of eremitism.

او از طریق زندگی در ارتمیت آرامش یافت.

eremitism can be a form of spiritual practice.

ارتمیت می‌تواند نوعی عمل معنوی باشد.

his writings on eremitism inspired many seekers.

نوشته‌های او در مورد ارتمیت الهام‌بخش بسیاری از طالبان بود.

the allure of eremitism attracts those seeking solitude.

جذابیت ارتمیت کسانی را که به دنبال تنهایی هستند، جذب می‌کند.

eremitism is often romanticized in literature.

ارتمیت اغلب در ادبیات رمانتیک توصیف می‌شود.

he embraced eremitism to escape the chaos of life.

او برای فرار از هرج و مرج زندگی، ارتمیت را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید