erks

[ایالات متحده]/ɜːk/
[بریتانیا]/ɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایین‌ترین رتبه در نیروی هوایی سلطنتی

عبارات و ترکیب‌ها

erk out

بیرون بکش

jerk back

پس بکش

erk up

بالا بیا

work erk

کار بیرون

erk it

آن را بیرون بکش

erk me

من را بیرون بکش

erk you

تو را بیرون بکش

erk face

چهره بیرون

erk talk

صحبت بیرون

جملات نمونه

he gave a little erk when he saw the spider.

او با دیدن عنکبوت کمی صدا کرد.

she couldn't help but erk at the unexpected news.

او نتوانست جلوی صدا کردنش را با شنیدن خبر غیرمنتظره بگیرد.

the dog let out an erk when it got its paw stuck.

وقتی پنجه‌اش گیر کرد، سگ صدایی سر داد.

he erked in surprise when he opened the door.

وقتی در را باز کرد، با تعجب صدا کرد.

she gave an erk of joy when she won the prize.

وقتی جایزه برد، با خوشحالی صدا کرد.

the child erked when the balloon popped.

وقتی بادکنک ترکید، کودک صدا کرد.

he always erked when someone tickled him.

وقتی کسی او را می‌خنداند، همیشه صدا می‌کرد.

she let out an erk as she slipped on the ice.

وقتی روی یخ لیز خورد، صدا کرد.

the unexpected loud noise made everyone erk.

صدای بلند غیرمنتظره باعث شد همه صدا کنند.

he couldn't help but erk when he saw the scary movie.

وقتی فیلم ترسناک را دید، نتوانست جلوی صدا کردنش را بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید