| قسمت سوم فعل | eroticised |
| زمان گذشته | eroticised |
| صفت یا فعل حال استمراری | eroticising |
| جمع | eroticises |
| شکل سوم شخص مفرد | eroticises |
eroticise art
کنجکاوی جنسی در هنر
eroticise language
کنجکاوی جنسی در زبان
eroticise culture
کنجکاوی جنسی در فرهنگ
eroticise relationships
کنجکاوی جنسی در روابط
eroticise imagery
کنجکاوی جنسی در تصویرسازی
eroticise literature
کنجکاوی جنسی در ادبیات
eroticise performance
کنجکاوی جنسی در اجرا
eroticise dance
کنجکاوی جنسی در رقص
eroticise fashion
کنجکاوی جنسی در مد
eroticise media
کنجکاوی جنسی در رسانه
many films eroticise the relationship between the main characters.
بسیاری از فیلمها رابطه بین شخصیتهای اصلی را اغواآمیز جلوه میدهند.
artists often eroticise the human form in their work.
هنرمندان اغلب فرم انسانی را در آثار خود اغواآمیز جلوه میدهند.
some literature eroticises everyday moments to create tension.
برخی از ادبیات لحظات روزمره را اغواآمیز جلوه میدهند تا تنش ایجاد کنند.
they tend to eroticise mundane activities in their performances.
آنها معمولاً فعالیتهای روزمره را در اجراهای خود اغواآمیز جلوه میدهند.
media can sometimes eroticise violence, which raises concerns.
رسانهها گاهی اوقات خشونت را اغواآمیز جلوه میدهند که این موضوع نگرانیهایی را ایجاد میکند.
fashion often eroticises clothing in provocative ways.
مد معمولاً لباسها را به روشهای تحریکآمیز اغواآمیز جلوه میدهد.
some commercials eroticise products to attract attention.
برخی از تبلیغات محصولات را برای جلب توجه اغواآمیز جلوه میدهند.
they sought to eroticise the narrative through suggestive imagery.
آنها به دنبال اغواآمیز جلوه دادن روایت از طریق تصاویر پیشنهادی بودند.
critics argue that certain genres eroticise relationships unhealthily.
منتقدان استدلال میکنند که ژانرهای خاص روابط را به روشی ناسالم اغواآمیز جلوه میدهند.
documentaries can also eroticise their subjects for dramatic effect.
مستندها نیز میتوانند برای ایجاد جلوههای دراماتیک، موضوعات خود را اغواآمیز جلوه دهند.
eroticise art
کنجکاوی جنسی در هنر
eroticise language
کنجکاوی جنسی در زبان
eroticise culture
کنجکاوی جنسی در فرهنگ
eroticise relationships
کنجکاوی جنسی در روابط
eroticise imagery
کنجکاوی جنسی در تصویرسازی
eroticise literature
کنجکاوی جنسی در ادبیات
eroticise performance
کنجکاوی جنسی در اجرا
eroticise dance
کنجکاوی جنسی در رقص
eroticise fashion
کنجکاوی جنسی در مد
eroticise media
کنجکاوی جنسی در رسانه
many films eroticise the relationship between the main characters.
بسیاری از فیلمها رابطه بین شخصیتهای اصلی را اغواآمیز جلوه میدهند.
artists often eroticise the human form in their work.
هنرمندان اغلب فرم انسانی را در آثار خود اغواآمیز جلوه میدهند.
some literature eroticises everyday moments to create tension.
برخی از ادبیات لحظات روزمره را اغواآمیز جلوه میدهند تا تنش ایجاد کنند.
they tend to eroticise mundane activities in their performances.
آنها معمولاً فعالیتهای روزمره را در اجراهای خود اغواآمیز جلوه میدهند.
media can sometimes eroticise violence, which raises concerns.
رسانهها گاهی اوقات خشونت را اغواآمیز جلوه میدهند که این موضوع نگرانیهایی را ایجاد میکند.
fashion often eroticises clothing in provocative ways.
مد معمولاً لباسها را به روشهای تحریکآمیز اغواآمیز جلوه میدهد.
some commercials eroticise products to attract attention.
برخی از تبلیغات محصولات را برای جلب توجه اغواآمیز جلوه میدهند.
they sought to eroticise the narrative through suggestive imagery.
آنها به دنبال اغواآمیز جلوه دادن روایت از طریق تصاویر پیشنهادی بودند.
critics argue that certain genres eroticise relationships unhealthily.
منتقدان استدلال میکنند که ژانرهای خاص روابط را به روشی ناسالم اغواآمیز جلوه میدهند.
documentaries can also eroticise their subjects for dramatic effect.
مستندها نیز میتوانند برای ایجاد جلوههای دراماتیک، موضوعات خود را اغواآمیز جلوه دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید