desexualise

[ایالات متحده]/diːˈsɛkʃuəlaɪz/
[بریتانیا]/diːˈsɛkʃuəlaɪz/

ترجمه

vt. برای حذف ویژگی‌ها یا معانی جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

desexualise body

غیرعادی‌سازی بدن

desexualise relationships

غیرعادی‌سازی روابط

desexualise images

غیرعادی‌سازی تصاویر

desexualise culture

غیرعادی‌سازی فرهنگ

desexualise media

غیرعادی‌سازی رسانه

desexualise language

غیرعادی‌سازی زبان

desexualise fashion

غیرعادی‌سازی مد

desexualise narratives

غیرعادی‌سازی روایت‌ها

desexualise society

غیرعادی‌سازی جامعه

desexualise behavior

غیرعادی‌سازی رفتار

جملات نمونه

we need to desexualise the workplace to promote equality.

ما باید فضای کار را از جنسیتی شدن خارج کنیم تا برابری را ترویج کنیم.

the campaign aims to desexualise media representations of women.

هدف این کمپین از جنسیتی کردن نمایش زنان در رسانه ها جلوگیری است.

it's important to desexualise children's toys for better development.

برای رشد بهتر، مهم است که اسباب بازی های کودکان را از جنسیتی شدن خارج کنیم.

artists are encouraged to desexualise their artwork to reach a broader audience.

از هنرمندان خواسته می شود تا مخاطبان گسترده تری را جذب کنند، آثار هنری خود را از جنسیتی شدن خارج کنند.

we should desexualise discussions around body image in schools.

ما باید بحث در مورد تصویر بدنی در مدارس را از جنسیتی شدن خارج کنیم.

to desexualise relationships, we must focus on emotional connections.

برای از بین بردن جنسیتیت روابط، باید بر ارتباطات عاطفی تمرکز کنیم.

desexualise your approach to dating by prioritizing friendship first.

با اولویت دادن به دوستی، رویکرد خود را در مورد قرار ملاقات از جنسیتی شدن خارج کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید