sensualise art
کنجکاو کردن هنر
sensualise experience
کنجکاو کردن تجربه
sensualise touch
کنجکاو کردن لمس
sensualise movement
کنجکاو کردن حرکت
sensualise nature
کنجکاو کردن طبیعت
sensualise design
کنجکاو کردن طراحی
sensualise language
کنجکاو کردن زبان
sensualise sound
کنجکاو کردن صدا
sensualise space
کنجکاو کردن فضا
sensualise food
کنجکاو کردن غذا
she wanted to sensualise the atmosphere of the room.
او میخواست فضای اتاق را اغواگرانه کند.
they used music to sensualise their dance performance.
آنها از موسیقی برای اغواگرانه کردن اجرای رقص خود استفاده کردند.
he aimed to sensualise the narrative in his writing.
او قصد داشت روایت را در نوشتههای خود اغواگرانه کند.
fashion designers often sensualise their collections.
طراحان مد اغلب مجموعههای خود را اغواگرانه میکنند.
art can sensualise everyday objects in unexpected ways.
هنر میتواند اشیاء روزمره را به روشهای غیرمنتظرهای اغواگرانه کند.
she used colors to sensualise the painting.
او از رنگها برای اغواگرانه کردن نقاشی استفاده کرد.
to sensualise the experience, they added aromatic elements.
برای اغواگرانه کردن تجربه، آنها عناصر معطر اضافه کردند.
he wanted to sensualise the flavors in his cooking.
او میخواست طعمها را در آشپزی خود اغواگرانه کند.
they aimed to sensualise the storytelling through visuals.
آنها قصد داشتند داستانگویی را از طریق جلوههای بصری اغواگرانه کنند.
her goal was to sensualise the fashion show with unique designs.
هدف او اغواگرانه کردن نمایش مد با طرحهای منحصر به فرد بود.
sensualise art
کنجکاو کردن هنر
sensualise experience
کنجکاو کردن تجربه
sensualise touch
کنجکاو کردن لمس
sensualise movement
کنجکاو کردن حرکت
sensualise nature
کنجکاو کردن طبیعت
sensualise design
کنجکاو کردن طراحی
sensualise language
کنجکاو کردن زبان
sensualise sound
کنجکاو کردن صدا
sensualise space
کنجکاو کردن فضا
sensualise food
کنجکاو کردن غذا
she wanted to sensualise the atmosphere of the room.
او میخواست فضای اتاق را اغواگرانه کند.
they used music to sensualise their dance performance.
آنها از موسیقی برای اغواگرانه کردن اجرای رقص خود استفاده کردند.
he aimed to sensualise the narrative in his writing.
او قصد داشت روایت را در نوشتههای خود اغواگرانه کند.
fashion designers often sensualise their collections.
طراحان مد اغلب مجموعههای خود را اغواگرانه میکنند.
art can sensualise everyday objects in unexpected ways.
هنر میتواند اشیاء روزمره را به روشهای غیرمنتظرهای اغواگرانه کند.
she used colors to sensualise the painting.
او از رنگها برای اغواگرانه کردن نقاشی استفاده کرد.
to sensualise the experience, they added aromatic elements.
برای اغواگرانه کردن تجربه، آنها عناصر معطر اضافه کردند.
he wanted to sensualise the flavors in his cooking.
او میخواست طعمها را در آشپزی خود اغواگرانه کند.
they aimed to sensualise the storytelling through visuals.
آنها قصد داشتند داستانگویی را از طریق جلوههای بصری اغواگرانه کنند.
her goal was to sensualise the fashion show with unique designs.
هدف او اغواگرانه کردن نمایش مد با طرحهای منحصر به فرد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید