sensualise

[ایالات متحده]/ˈsɛnʃuəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈsɛnʃuəˌlaɪz/

ترجمه

vt. چیزی را حسی کردن یا در لذت جسمی غرق شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sensualise art

کنجکاو کردن هنر

sensualise experience

کنجکاو کردن تجربه

sensualise touch

کنجکاو کردن لمس

sensualise movement

کنجکاو کردن حرکت

sensualise nature

کنجکاو کردن طبیعت

sensualise design

کنجکاو کردن طراحی

sensualise language

کنجکاو کردن زبان

sensualise sound

کنجکاو کردن صدا

sensualise space

کنجکاو کردن فضا

sensualise food

کنجکاو کردن غذا

جملات نمونه

she wanted to sensualise the atmosphere of the room.

او می‌خواست فضای اتاق را اغواگرانه کند.

they used music to sensualise their dance performance.

آنها از موسیقی برای اغواگرانه کردن اجرای رقص خود استفاده کردند.

he aimed to sensualise the narrative in his writing.

او قصد داشت روایت را در نوشته‌های خود اغواگرانه کند.

fashion designers often sensualise their collections.

طراحان مد اغلب مجموعه‌های خود را اغواگرانه می‌کنند.

art can sensualise everyday objects in unexpected ways.

هنر می‌تواند اشیاء روزمره را به روش‌های غیرمنتظره‌ای اغواگرانه کند.

she used colors to sensualise the painting.

او از رنگ‌ها برای اغواگرانه کردن نقاشی استفاده کرد.

to sensualise the experience, they added aromatic elements.

برای اغواگرانه کردن تجربه، آنها عناصر معطر اضافه کردند.

he wanted to sensualise the flavors in his cooking.

او می‌خواست طعم‌ها را در آشپزی خود اغواگرانه کند.

they aimed to sensualise the storytelling through visuals.

آنها قصد داشتند داستان‌گویی را از طریق جلوه‌های بصری اغواگرانه کنند.

her goal was to sensualise the fashion show with unique designs.

هدف او اغواگرانه کردن نمایش مد با طرح‌های منحصر به فرد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید