erroneousness

[ایالات متحده]/ɪˈrəʊnɪəsnəs/
[بریتانیا]/ɪˈroʊniəsnəs/

ترجمه

n. کیفیت نادرست یا اشتباه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

erroneousness detection

تشخیص نادرستی

erroneousness analysis

تجزیه و تحلیل نادرستی

erroneousness correction

اصلاح نادرستی

erroneousness assessment

ارزیابی نادرستی

erroneousness identification

شناسایی نادرستی

erroneousness evaluation

ارزیابی نادرستی

erroneousness reporting

گزارش نادرستی

erroneousness implications

پیامدهای نادرستی

erroneousness mitigation

کاهش نادرستی

erroneousness prevention

جلوگیری از نادرستی

جملات نمونه

the erroneousness of the data led to incorrect conclusions.

اشتباه بودن داده‌ها منجر به نتیجه‌گیری‌های نادرست شد.

we must address the erroneousness in our calculations.

ما باید به اشتباه بودن محاسبات خود رسیدگی کنیم.

the report highlighted the erroneousness of previous assumptions.

گزارش، اشتباه بودن فرضیات قبلی را برجسته کرد.

his argument was based on the erroneousness of the facts presented.

استدلال او بر اساس اشتباه بودن حقایق ارائه شده بود.

identifying the erroneousness in the system is crucial.

تشخیص اشتباه بودن در سیستم بسیار مهم است.

the team worked hard to correct the erroneousness in the software.

تیم سخت تلاش کرد تا اشتباه بودن در نرم‌افزار را تصحیح کند.

there was an obvious erroneousness in the final report.

یک اشتباه بودن آشکار در گزارش نهایی وجود داشت.

understanding the erroneousness of our beliefs can lead to growth.

درک اشتباه بودن باورهای ما می‌تواند منجر به رشد شود.

the erroneousness of the theory was demonstrated through experiments.

اشتباه بودن نظریه از طریق آزمایشات نشان داده شد.

we need to discuss the erroneousness of our previous strategies.

ما باید در مورد اشتباه بودن استراتژی‌های قبلی خود بحث کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید