escarp

[ایالات متحده]/ɪˈskɑːp/
[بریتانیا]/ɪˈskɑrp/

ترجمه

vt. شیب دار کردن
n. خندق داخلی
Word Forms
جمعescarps

عبارات و ترکیب‌ها

escarp slope

شیب اسکارپ

escarp edge

لبه اسکارپ

escarp face

سطح اسکارپ

escarp region

منطقه اسکارپ

escarp feature

ویژگی اسکارپ

escarp height

ارتفاع اسکارپ

escarp terrain

زمين اسکارپ

escarp line

خط اسکارپ

escarp boundary

مرز اسکارپ

escarp formation

تشکیل اسکارپ

جملات نمونه

the hiker carefully navigated the steep escarp.

راهروی کوهستانی را با دقت پیمایش کرد.

the escarp is home to many unique plant species.

این دیواره سنگی زیستگاه بسیاری از گونه‌های گیاهی منحصر به فرد است.

they built their house on the edge of the escarp.

آنها خانه خود را در لبه این دیواره سنگی ساختند.

the escarp provides a stunning view of the valley below.

این دیواره سنگی منظره ای خیره کننده از دره زیرین ارائه می دهد.

the geological features of the escarp are fascinating.

ویژگی های زمین شناسی این دیواره سنگی جذاب هستند.

wildlife thrives in the habitats created by the escarp.

حیات وحش در زیستگاه های ایجاد شده توسط این دیواره سنگی شکوفا است.

exploring the escarp can be a thrilling adventure.

کاوش در این دیواره سنگی می تواند یک ماجراجویی هیجان انگیز باشد.

they often go hiking along the escarp.

آنها اغلب برای پیاده روی در امتداد این دیواره سنگی می روند.

the escarp is a popular spot for rock climbing.

این دیواره سنگی یک مکان محبوب برای صخره نوردی است.

many birds nest in the cliffs of the escarp.

پرندگان زیادی در صخره های این دیواره سنگی لانه می سازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید