espied

[ایالات متحده]/ɪˈspaɪd/
[بریتانیا]/ɪˈspaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دیدن; مشاهده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

espied a shadow

نگاه کردم به سایه

espied the truth

حقیقت را دیدم

espied the light

نور را دیدم

espied a figure

شخصیتی را دیدم

espied the danger

خطر را دیدم

espied a friend

دوستی را دیدم

espied the enemy

دشمن را دیدم

espied a clue

نشانه‌ای را دیدم

espied the beauty

زیبایی را دیدم

espied a bird

پرنده‌ای را دیدم

جملات نمونه

she espied a rare bird in the garden.

او یک پرنده کمیاب را در باغ دید.

as we walked, i espied a hidden path.

همانطور که راه می رفتیم، من یک مسیر پنهان را دیدم.

he espied the treasure chest from a distance.

او صندوق گنج را از دور دید.

the detective espied a clue at the scene.

مامور پلیس یک سرنخ را در صحنه کشف کرد.

while hiking, they espied a beautiful waterfall.

در حالی که پیاده روی می کردیم، آنها یک آبشار زیبا را دیدند.

she espied her friend waving from across the street.

او دوست خود را در حالی که از آن طرف خیابان دست تکان می داد، دید.

the child espied a butterfly fluttering by.

کودک یک پروانه را در حال پرواز دید.

he espied a glimpse of the sunset through the trees.

او نگاهی به غروب خورشید از میان درختان دید.

they espied a shooting star in the night sky.

آنها یک ستاره دنباله دار را در آسمان شب دیدند.

as the fog lifted, we espied the old castle.

همانطور که مه از بین رفت، ما قلعه قدیمی را دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید