espouse

[ایالات متحده]/ɪˈspaʊz/
[بریتانیا]/ɪˈspaʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حمایت یا پذیرش (یک علت، باور یا سبک زندگی)
n. حمایت یا پذیرش یک علت، باور یا سبک زندگی

جملات نمونه

She espouses the idea of sustainable living.

او ایده زندگی پایدار را ترویج می‌کند.

Many people espouse the benefits of meditation.

بسیاری از مردم فواید مدیتیشن را ترویج می‌کنند.

He espouses a minimalist lifestyle.

او سبک زندگی مینیمالیستی را ترویج می‌کند.

The organization espouses equality for all members.

سازمان برابری برای همه اعضا را ترویج می‌کند.

They espouse the values of honesty and integrity.

آنها ارزش‌های صداقت و یکپارچگی را ترویج می‌کنند.

She espouses a plant-based diet for better health.

او یک رژیم غذایی گیاهی برای سلامتی بهتر را ترویج می‌کند.

The politician espouses policies that promote social welfare.

سیاستمدار سیاست‌هایی را که رفاه اجتماعی را ترویج می‌کنند، ترویج می‌کند.

He espouses the importance of education for personal growth.

او اهمیت آموزش برای رشد شخصی را ترویج می‌کند.

The company espouses a culture of innovation and creativity.

شرکت فرهنگ نوآوری و خلاقیت را ترویج می‌کند.

They espouse the belief in environmental conservation.

آنها باور به حفاظت از محیط زیست را ترویج می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

It espoused the conventional wisdom of the day—what is often called the “Treasury view”.

او دیدگاه متعارف روز را تایید کرد - آنچه اغلب به عنوان "دیدگاه خزانه‌داری" شناخته می‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

Yes, of course. Aurelius espouses a perversion of Stoic philosophy as justification for his crimes.

بله، البته. اورلیوس یک تحریف از فلسفه روافضیانه را به عنوان توجیهی برای جنایاتش تایید می‌کند.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Because of the crisis, the pendulum is swinging dangerously away from the principles Mrs Thatcher espoused.

به دلیل بحران، گوی به طور خطرناکی از اصول مورد تایید خانم تچر دور می‌شود.

منبع: The Economist - Comprehensive

The nationalist views he espoused attracted the attention of Breitbart.com and its then chairman, Stephen Bannon.

دیدگاه‌های ملی‌گرایانه که او تایید کرد، توجه Breitbart.com و رئیس وقت آن، استیون بانون را به خود جلب کرد.

منبع: Time

But anyway, at the beginning he hated the French and espoused the fact that he was a Corsican.

اما به هر حال، در ابتدا او از فرانسوی‌ها نفرت داشت و این واقعیت را تایید کرد که کردسی بود.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Those who espoused Melanie's side pointed triumphantly to the fact that Melanie was constantly with Scarlett these days.

کسانی که از طرف ملانی حمایت می‌کردند، به این واقعیت اشاره کردند که ملانی این روزها دائماً با اسکارلت بود.

منبع: Gone with the Wind

This bad idea, also espoused by other contemporaries of Plato, was sadly influential for hundreds of years in European medicine.

این ایده بد، که توسط دیگر معاصران افلاطون نیز تایید شده بود، متاسفانه برای صدها سال در پزشکی اروپا تأثیرگذار بود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

He went to Pennsylvania, where he touted his working-class credentials and played down the kind of identity politics that his rivals espouse.

او به پنسیلوانیا رفت، جایی که از پیشینه طبقه کارگر خود صحبت می‌کرد و از نوع سیاست هویت که رقبایش تایید می‌کنند، خودداری می‌کرد.

منبع: The Economist (Summary)

On Friday, Mr Bush, without mentioning names, spoke against populist nationalism, espoused by president Trump and his former top strategist.

در روز جمعه، آقای بوش، بدون نام بردن از نام، علیه ملی‌گرایی پوپولیستی صحبت کرد که توسط رئیس‌جمهور ترامپ و استراتژیست ارشد سابقش تایید شده بود.

منبع: BBC Listening Collection October 2017

It takes the stance of pure historical idealism and espouses a doomsday theory.

این موضعی از ایده‌آلیسم تاریخی محض را اتخاذ می‌کند و نظریه آخرالزمان را تایید می‌کند.

منبع: The Three-Body Problem I

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید