esprits

[ایالات متحده]/es'priː/
[بریتانیا]/ɛˈspri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (فرانسوی) روح؛ شوخی؛ ذکاوت

عبارات و ترکیب‌ها

esprit de corps

روحیه گروهی

esprit d'escalier

سردرگمی پس از شنیدن پاسخ

esprit de l'escalier

سردرگمی پس از شنیدن پاسخ

جملات نمونه

the esprit of an orchestra;

روح یک ارکستر;

the esprit de corps of a football team.

روحیه جنگ گروهی در یک تیم فوتبال.

As a bel esprit he despised pedantry whether in a man or in a bluestocking.

به عنوان یک روح باهوش، او از خشک مغزی بیزاری داشت، چه در مرد و چه در زن.

Mr Carboni characterises the city's attitude, in his catalogue essay, as “an almost perfect balance of religious esprit, chameleonic diplomacy and an unsentimentally practical mercantile system.

آقای کاربونی، نگرش شهر را در مقاله فهرستى خود به عنوان «تعادل تقریباً کامل روحیه دینى، دیپلماسى رنگ بافته و یک سیستم بازرگانى عملى و بى‌احساس» توصیف می‌کند.

A novel ESPRIT based two-dimensional direction of arrival (DOA) estimation (azimuth and elevation angle estimation) algorithm for S-CDMA system with decorrelator is presented.

یک الگوریتم جدید بر اساس ESPRIT برای تخمین دو بعدی جهت ورود (DOA) (تخمین زاویه آزیموت و زاویه ارتفاع) برای سیستم S-CDMA با دکوریلاتور ارائه شده است.

a group with great esprit

گروهی با روحیه عالی

she has an esprit that is contagious

او روحی دارد که مسری است

the team showed great esprit during the competition

تیم در طول مسابقه روحیه عالی از خود نشان داد

his esprit adds joy to the workplace

روحیه او شادی را به محیط کار اضافه می کند

esprit de l'escalier moment

لحظه روحیه پله

a workplace with a strong esprit de corps

محیط کار با روحیه گروهی قوی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید