ethnics

[ایالات متحده]/ˈɛθnɪks/
[بریتانیا]/ˈɛθnɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه نژادها و فرهنگ‌های انسانی؛ اصول و ارزش‌های اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

ethnics group

گروه‌های قومی

ethnics identity

هویت قومی

ethnics diversity

تنوع قومی

ethnics relations

روابط قومی

ethnics background

سابقه قومی

ethnics studies

مطالعات قومی

ethnics conflict

درگیری قومی

ethnics rights

حقوق قومی

ethnics heritage

میراث قومی

ethnics culture

فرهنگ قومی

جملات نمونه

different ethnics have unique cultural practices.

اقوام مختلف دارای شیوه‌های فرهنگی منحصر به فرد هستند.

ethnics play a significant role in shaping national identity.

اقوام نقش مهمی در شکل دادن به هویت ملی ایفا می‌کنند.

we should respect the rights of all ethnics.

ما باید از حقوق همه اقوام احترام بگذاریم.

ethnics in the region often celebrate their festivals together.

اقوام در این منطقه اغلب جشن‌های خود را با هم جشن می‌گیرند.

understanding the customs of different ethnics is essential.

درک آداب و رسوم اقوام مختلف ضروری است.

ethnics can enrich the cultural diversity of a country.

اقوام می‌توانند به غنای تنوع فرهنگی یک کشور کمک کنند.

many ethnics face challenges in preserving their languages.

بسیاری از اقوام با چالش‌هایی در حفظ زبان خود روبرو هستند.

the government promotes equality among all ethnics.

دولت برابری بین همه اقوام را ترویج می‌کند.

ethnics often have their own traditional clothing styles.

اقوام اغلب دارای سبک لباس سنتی خود هستند.

we should learn from the experiences of various ethnics.

ما باید از تجربیات اقوام مختلف درس بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید