etiolating

[ایالات متحده]/ˈiːtiəʊleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈiːtiəˌleɪtɪŋ/

ترجمه

v. باعث شدن که رنگ پریده یا ضعیف شود

عبارات و ترکیب‌ها

etiolating plants

گیاهان دچار اتساع

etiolating effects

اثرات اتساع

etiolating conditions

شرایط اتساع

etiolating light

نور اتساع

etiolating growth

رشد اتساع

etiolating response

واکنش اتساع

etiolating process

فرآیند اتساع

etiolating factors

عوامل اتساع

etiolating mechanism

مکانیسم اتساع

etiolating symptoms

علائم اتساع

جملات نمونه

the lack of sunlight is etiolating the plants in the garden.

نبود نور خورشید باعث ضعیف شدن گیاهان در باغ می‌شود.

her constant isolation is etiolating her social skills.

انزوا مداوم او باعث تضعف مهارت‌های اجتماعی‌اش می‌شود.

too much focus on theory can be etiolating for practical skills.

تمرکز بیش از حد بر تئوری می‌تواند برای مهارت‌های عملی مضر باشد.

the etiolating effects of poor nutrition were evident in his health.

اثرات ضعیف‌کننده تغذیه نامناسب در سلامتی او آشکار بود.

overexposure to artificial light can lead to etiolating symptoms in plants.

قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور مصنوعی می‌تواند منجر به علائم ضعیف‌کننده در گیاهان شود.

her etiolating confidence was a result of constant criticism.

اعتماد به نفس ضعیف‌کننده او نتیجه انتقادات مداوم بود.

the etiolating effects of neglect were visible in the abandoned building.

اثرات ضعیف‌کننده بی‌توجهی در ساختمان متروکه قابل مشاهده بود.

his etiolating enthusiasm for the project worried his team.

اشتیاق رو به کاهش او برای پروژه باعث نگرانی تیمش شد.

excessive screen time can be etiolating for children's imagination.

استفاده بیش از حد از صفحه نمایش می‌تواند برای تخیل کودکان مضر باشد.

the etiolating impact of the pandemic on mental health is concerning.

اثرات آسیب‌زننده همه‌گیری بر سلامت روان نگران‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید