eurythmy

[ایالات متحده]/jʊəˈrɪθ.mi/
[بریتانیا]/jʊˈrɪθ.mi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هماهنگی متناسب در معماری؛ حرکت ریتمیک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

eurythmy practice

تمرین یوریتمی

eurythmy movement

حرکت یوریتمی

eurythmy class

کلاس یوریتمی

eurythmy therapy

درمان یوریتمی

eurythmy performance

اجرای یوریتمی

eurythmy exercises

تمرینات یوریتمی

eurythmy art

هنر یوریتمی

eurythmy teacher

معلم یوریتمی

eurythmy school

مدرسه یوریتمی

eurythmy workshop

کارگاه یوریتمی

جملات نمونه

she practiced eurythmy to express her emotions.

او برای بیان احساسات خود یوریتمی تمرین می‌کرد.

eurythmy can enhance one's sense of rhythm.

یوریتمی می‌تواند حس ریتمیک بودن یک فرد را افزایش دهد.

he teaches eurythmy in a local school.

او یوریتمی را در یک مدرسه محلی آموزش می‌دهد.

the performance featured beautiful eurythmy movements.

اجرا شامل حرکات یوریتمی زیبا بود.

students learn eurythmy as part of their curriculum.

دانشجویان یوریتمی را به عنوان بخشی از برنامه درسی خود یاد می‌گیرند.

eurythmy promotes physical and emotional well-being.

یوریتمی به ترویج سلامت جسمی و عاطفی کمک می‌کند.

she found joy in practicing eurythmy daily.

او از تمرین روزانه یوریتمی لذت می‌برد.

many people appreciate the art of eurythmy.

بسیاری از مردم هنر یوریتمی را ارزیابی می‌کنند.

they organized a workshop on eurythmy techniques.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک‌های یوریتمی برگزار کردند.

eurythmy helps children develop coordination skills.

یوریتمی به کودکان کمک می‌کند تا مهارت‌های هماهنگی خود را توسعه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید