evangelizing

[ایالات متحده]/ɪˈvæn.dʒə.laɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈvæn.dʒə.laɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل موعظه یا انتشار بشارت مسیحی

عبارات و ترکیب‌ها

evangelizing message

پیام تبشیر

evangelizing mission

ماموریت تبشیر

evangelizing approach

رویکرد تبشیر

evangelizing strategy

استراتژی تبشیر

evangelizing community

جامعه تبشیر

evangelizing leader

رهبر تبشیر

evangelizing outreach

خدمات تبشیر

evangelizing effort

تلاش تبشیر

evangelizing initiative

ابتکار تبشیر

evangelizing team

گروه تبشیر

جملات نمونه

she is passionate about evangelizing her beliefs.

او به شدت مشتاق تبليغ باورهای خود است.

they spent the weekend evangelizing in the community.

آنها آخر هفته را صرف تبليغ در جامعه کردند.

he dedicated his life to evangelizing and helping others.

او زندگی خود را وقف تبليغ و کمک به دیگران کرد.

evangelizing can sometimes lead to interesting discussions.

تبليغ گاهی اوقات می تواند منجر به بحث های جالب شود.

she found joy in evangelizing through music.

او از طریق موسیقی از تبليغ لذت برد.

he believes that evangelizing is a way to share hope.

او معتقد است که تبليغ راهی برای به اشتراک گذاشتن امید است.

the organization focuses on evangelizing to youth.

سازمان بر تبليغ به جوانان تمرکز دارد.

evangelizing in schools can inspire young minds.

تبليغ در مدارس می تواند ذهن جوانان را الهام بخش کند.

he joined a group dedicated to evangelizing online.

او به گروهی که به تبليغ آنلاین اختصاص داده شده بود پیوست.

they organized events for evangelizing their message.

آنها رویدادهایی برای تبليغ پیام خود سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید