constant evasivenesses
اجتنابهای مداوم
strategic evasivenesses
اجتنابهای استراتژیک
deliberate evasivenesses
اجتنابهای عمدی
tactical evasivenesses
اجتنابهای تاکتیکی
subtle evasivenesses
اجتنابهای ظریف
persistent evasivenesses
اجتنابهای پیگیر
unnecessary evasivenesses
اجتنابهای غیرضروری
frequent evasivenesses
اجتنابهای مکرر
clear evasivenesses
اجتنابهای آشکار
obvious evasivenesses
اجتنابهای واضح
his evasivenesses made it difficult to trust him.
اجتناب او باعث شد به او اعتماد کردن دشوار باشد.
the politician's evasivenesses during the interview raised suspicions.
اجتنابهای سیاستمدار در طول مصاحبه باعث ایجاد شک و تردید شد.
her evasivenesses in answering questions annoyed the audience.
اجتنابهای او در پاسخ دادن به سؤالات باعث ناراحتی مخاطبان شد.
the detective noted the suspect's evasivenesses as a red flag.
مامور پلیس، اجتنابهای مظنون را به عنوان یک نشانه خطرآفرین ثبت کرد.
his evasivenesses about his plans left everyone confused.
اجتناب او در مورد برنامههایش باعث سردرگمی همه شد.
she used evasivenesses to avoid discussing her personal life.
او از اجتناب برای جلوگیری از صحبت در مورد زندگی شخصی خود استفاده کرد.
the manager's evasivenesses during the meeting frustrated the team.
اجتنابهای مدیر در طول جلسه باعث ناامیدی تیم شد.
his evasivenesses were seen as a lack of accountability.
اجتنابهای او به عنوان فقدان مسئولیتپذیری تلقی میشد.
she often resorts to evasivenesses when confronted with tough questions.
او اغلب در هنگام مواجهه با سؤالات دشوار به اجتناب متوسل میشود.
the report highlighted the evasivenesses of the witnesses.
گزارش، اجتنابهای شاهدان را برجسته کرد.
constant evasivenesses
اجتنابهای مداوم
strategic evasivenesses
اجتنابهای استراتژیک
deliberate evasivenesses
اجتنابهای عمدی
tactical evasivenesses
اجتنابهای تاکتیکی
subtle evasivenesses
اجتنابهای ظریف
persistent evasivenesses
اجتنابهای پیگیر
unnecessary evasivenesses
اجتنابهای غیرضروری
frequent evasivenesses
اجتنابهای مکرر
clear evasivenesses
اجتنابهای آشکار
obvious evasivenesses
اجتنابهای واضح
his evasivenesses made it difficult to trust him.
اجتناب او باعث شد به او اعتماد کردن دشوار باشد.
the politician's evasivenesses during the interview raised suspicions.
اجتنابهای سیاستمدار در طول مصاحبه باعث ایجاد شک و تردید شد.
her evasivenesses in answering questions annoyed the audience.
اجتنابهای او در پاسخ دادن به سؤالات باعث ناراحتی مخاطبان شد.
the detective noted the suspect's evasivenesses as a red flag.
مامور پلیس، اجتنابهای مظنون را به عنوان یک نشانه خطرآفرین ثبت کرد.
his evasivenesses about his plans left everyone confused.
اجتناب او در مورد برنامههایش باعث سردرگمی همه شد.
she used evasivenesses to avoid discussing her personal life.
او از اجتناب برای جلوگیری از صحبت در مورد زندگی شخصی خود استفاده کرد.
the manager's evasivenesses during the meeting frustrated the team.
اجتنابهای مدیر در طول جلسه باعث ناامیدی تیم شد.
his evasivenesses were seen as a lack of accountability.
اجتنابهای او به عنوان فقدان مسئولیتپذیری تلقی میشد.
she often resorts to evasivenesses when confronted with tough questions.
او اغلب در هنگام مواجهه با سؤالات دشوار به اجتناب متوسل میشود.
the report highlighted the evasivenesses of the witnesses.
گزارش، اجتنابهای شاهدان را برجسته کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید