eventuated

[ایالات متحده]/ɪˈvɛntʃueɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈvɛntʃueɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان یک نتیجه به وقوع پیوست یا رخ داد

عبارات و ترکیب‌ها

eventuated outcome

نتیجه حاصل شده

eventuated situation

وضعیت حاصل شده

eventuated change

تغییر حاصل شده

eventuated result

نتیجه حاصل شده

eventuated plan

برنامه حاصل شده

eventuated scenario

سناریوی حاصل شده

eventuated decision

تصمیم حاصل شده

eventuated process

فرآیند حاصل شده

eventuated action

اقدام حاصل شده

eventuated development

توسعه حاصل شده

جملات نمونه

the project eventuated in a successful launch.

پروژه به یک عرضه موفقیت‌آمیز انجامید.

her hard work eventuated in a promotion.

تلاش زیاد او به ارتقاء انجامید.

the negotiations eventuated in a new agreement.

مذاکرات به یک توافقنامه جدید انجامید.

the unexpected rain eventuated in a change of plans.

باران غیرمنتظره باعث تغییر برنامه شد.

his ideas eventuated in innovative solutions.

ایده‌های او به راه‌حل‌های نوآورانه انجامید.

the collaboration eventuated in a groundbreaking research paper.

همکاری منجر به یک مقاله تحقیقاتی پیشگام شد.

the eventuated outcome exceeded our expectations.

نتیجه حاصله از انتظارات ما فراتر رفت.

the investigation eventuated in several arrests.

تحقیقات به دستگیری‌های متعددی انجامید.

her decision to move eventuated in a fresh start.

تصمیم او برای نقل مکان، شروعی دوباره به ارمغان آورد.

the meeting eventuated in a fruitful discussion.

جلسه به یک بحث سازنده انجامید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید