eviscerating

[ایالات متحده]/ɪˈvɪsəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈvɪsəreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خارج کردن ارگان‌های داخلی از

عبارات و ترکیب‌ها

eviscerating criticism

نقد بی‌رحمانه

eviscerating analysis

تجزیه و تحلیل بی‌رحمانه

eviscerating review

بررسی بی‌رحمانه

eviscerating remarks

اظهارات بی‌رحمانه

eviscerating satire

طعنه بی‌رحمانه

eviscerating attack

حمله بی‌رحمانه

eviscerating response

پاسخ بی‌رحمانه

eviscerating speech

سخنرانی بی‌رحمانه

eviscerating joke

جک بی‌رحمانه

eviscerating insight

بینش بی‌رحمانه

جملات نمونه

the documentary was eviscerating in its critique of the industry.

مستند به شدت انتقادی بود و صنعت را مورد انتقاد قرار داد.

her eviscerating review left the author devastated.

نقد بسیار تند او باعث ویران شدن نویسنده شد.

the comedian's eviscerating humor was both shocking and hilarious.

طنز بسیار تند کمدین هم شوک‌آور و هم خنده‌دار بود.

the politician faced eviscerating questions from the press.

سیاستمدار با سوالات بسیار تند از سوی رسانه ها روبرو شد.

the film's eviscerating portrayal of society sparked a heated debate.

تصویرسازی بسیار تند فیلم از جامعه باعث ایجاد بحث های داغ شد.

his eviscerating comments about the project were hard to ignore.

اظهارات بسیار تند او در مورد پروژه قابل نادیده گیری نبود.

the eviscerating analysis revealed the flaws in their argument.

تجزیه و تحلیل بسیار تند نقاط ضعف استدلال آنها را نشان داد.

she delivered an eviscerating speech that challenged the status quo.

او سخنرانی بسیار تندی ارائه داد که وضعیت موجود را به چالش کشید.

the novel was praised for its eviscerating social commentary.

این رمان به خاطر تفسیرهای اجتماعی بسیار تندش مورد تحسین قرار گرفت.

the eviscerating truth about the situation was hard to accept.

حقیقت بسیار تند در مورد این وضعیت پذیرفتن آن را دشوار می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید