gutting experience
تجربه ناامیدکننده
gutting decision
تصمیم ناامیدکننده
gutting loss
شکست ناامیدکننده
gutting blow
ضربه ناامیدکننده
gutting moment
لحظه ناامیدکننده
gutting news
اخبار ناامیدکننده
gutting defeat
شکست ناامیدکننده
gutting reality
واقعیت ناامیدکننده
gutting truth
حقیقت ناامیدکننده
gutting challenge
چالش ناامیدکننده
gutting a fish requires skill and precision.
تمیز کردن ماهی به مهارت و دقت نیاز دارد.
he was gutting the old building to make way for a new one.
او در حال بازسازی ساختمان قدیمی برای ساختن یک ساختمان جدید بود.
the process of gutting the deer was messy but necessary.
فرآیند تمیز کردن گوزن کثیف اما ضروری بود.
she spent the afternoon gutting and cleaning the kitchen.
او بعد از ظهر را به تمیز کردن و نظافت آشپزخانه گذراند.
gutting the fish is the first step in preparing for dinner.
تمیز کردن ماهی اولین قدم در آماده سازی شام است.
they are gutting the old car to restore it.
آنها در حال بازسازی ماشین قدیمی برای بازگرداندن آن هستند.
the renovation involved gutting the interior completely.
بازسازی شامل بازسازی کامل فضای داخلی بود.
gutting the garden allowed for a fresh start in spring.
تمیز کردن باغ امکان شروعی دوباره در بهار را فراهم کرد.
he found it cathartic to spend time gutting old furniture.
او فکر کرد که گذراندن وقت برای تمیز کردن مبلمان قدیمی، آرامش بخش است.
the team is gutting the software to improve performance.
تیم در حال بازسازی نرم افزار برای بهبود عملکرد است.
gutting experience
تجربه ناامیدکننده
gutting decision
تصمیم ناامیدکننده
gutting loss
شکست ناامیدکننده
gutting blow
ضربه ناامیدکننده
gutting moment
لحظه ناامیدکننده
gutting news
اخبار ناامیدکننده
gutting defeat
شکست ناامیدکننده
gutting reality
واقعیت ناامیدکننده
gutting truth
حقیقت ناامیدکننده
gutting challenge
چالش ناامیدکننده
gutting a fish requires skill and precision.
تمیز کردن ماهی به مهارت و دقت نیاز دارد.
he was gutting the old building to make way for a new one.
او در حال بازسازی ساختمان قدیمی برای ساختن یک ساختمان جدید بود.
the process of gutting the deer was messy but necessary.
فرآیند تمیز کردن گوزن کثیف اما ضروری بود.
she spent the afternoon gutting and cleaning the kitchen.
او بعد از ظهر را به تمیز کردن و نظافت آشپزخانه گذراند.
gutting the fish is the first step in preparing for dinner.
تمیز کردن ماهی اولین قدم در آماده سازی شام است.
they are gutting the old car to restore it.
آنها در حال بازسازی ماشین قدیمی برای بازگرداندن آن هستند.
the renovation involved gutting the interior completely.
بازسازی شامل بازسازی کامل فضای داخلی بود.
gutting the garden allowed for a fresh start in spring.
تمیز کردن باغ امکان شروعی دوباره در بهار را فراهم کرد.
he found it cathartic to spend time gutting old furniture.
او فکر کرد که گذراندن وقت برای تمیز کردن مبلمان قدیمی، آرامش بخش است.
the team is gutting the software to improve performance.
تیم در حال بازسازی نرم افزار برای بهبود عملکرد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید