gutting

[ایالات متحده]/ˈɡʌtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡʌtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برداشت اندام‌های داخلی
v. عمل برداشت اندام‌های داخلی (شکل حال استمراری gut)

عبارات و ترکیب‌ها

gutting experience

تجربه ناامیدکننده

gutting decision

تصمیم ناامیدکننده

gutting loss

شکست ناامیدکننده

gutting blow

ضربه ناامیدکننده

gutting moment

لحظه ناامیدکننده

gutting news

اخبار ناامیدکننده

gutting defeat

شکست ناامیدکننده

gutting reality

واقعیت ناامیدکننده

gutting truth

حقیقت ناامیدکننده

gutting challenge

چالش ناامیدکننده

جملات نمونه

gutting a fish requires skill and precision.

تمیز کردن ماهی به مهارت و دقت نیاز دارد.

he was gutting the old building to make way for a new one.

او در حال بازسازی ساختمان قدیمی برای ساختن یک ساختمان جدید بود.

the process of gutting the deer was messy but necessary.

فرآیند تمیز کردن گوزن کثیف اما ضروری بود.

she spent the afternoon gutting and cleaning the kitchen.

او بعد از ظهر را به تمیز کردن و نظافت آشپزخانه گذراند.

gutting the fish is the first step in preparing for dinner.

تمیز کردن ماهی اولین قدم در آماده سازی شام است.

they are gutting the old car to restore it.

آنها در حال بازسازی ماشین قدیمی برای بازگرداندن آن هستند.

the renovation involved gutting the interior completely.

بازسازی شامل بازسازی کامل فضای داخلی بود.

gutting the garden allowed for a fresh start in spring.

تمیز کردن باغ امکان شروعی دوباره در بهار را فراهم کرد.

he found it cathartic to spend time gutting old furniture.

او فکر کرد که گذراندن وقت برای تمیز کردن مبلمان قدیمی، آرامش بخش است.

the team is gutting the software to improve performance.

تیم در حال بازسازی نرم افزار برای بهبود عملکرد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید