exabytes

[ایالات متحده]/ˈeksəbaɪts/
[بریتانیا]/ˈeksəbaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد اطلاعات دیجیتال برابر با 2^16 بایت

عبارات و ترکیب‌ها

exabytes of data

اکسابت‌های داده

hundreds of exabytes

صدها اکسابت

exabytes capacity

ظرفیت اکسابت

storing exabytes

ذخیره کردن اکسابت‌ها

exabytes storage

فضای ذخیره‌سازی اکسابت

managing exabytes

مدیریت اکسابت‌ها

exabytes per second

اکسابت در ثانیه

multiple exabytes

چندین اکسابت

exabytes transferred

اکسابت منتقل شده

petabytes to exabytes

پتابایت به اکسابت

جملات نمونه

companies are now storing exabytes of customer data to improve their marketing strategies.

شرکت‌ها اکنون برای بهبود استراتژی‌های بازاریابی خود، اگزابایت داده مشتری را ذخیره می‌کنند.

the global internet traffic has reached several exabytes per second during peak hours.

ترافیک اینترنت جهانی در ساعات اوج مصرف به چندین اگزابایت در ثانیه رسیده است.

scientists predict that astronomical data will accumulate to thousands of exabytes by the end of the decade.

دانشمندان پیش‌بینی می‌کنند که داده‌های نجومی تا پایان دهه به هزاران اگزابایت برسد.

modern data centers can handle exabytes of storage capacity across their distributed networks.

مراکز داده مدرن می‌توانند از طریق شبکه‌های توزیع شده خود، ظرفیت ذخیره‌سازی اگزابایت را مدیریت کنند.

social media platforms generate exabytes of user content every single day.

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی هر روز اگزابایت محتوای کاربر تولید می‌کنند.

the research consortium has transferred exabytes of genomic data for analysis.

اتحاد تحقیقاتی اگزابایت داده‌های ژنومی را برای تجزیه و تحلیل منتقل کرده است.

cloud service providers offer solutions that scale from terabytes to exabytes.

ارائه‌دهندگان خدمات ابری راه‌حل‌هایی را ارائه می‌دهند که از ترابایت تا اگزابایت مقیاس‌پذیر هستند.

healthcare systems now maintain exabytes of patient records in secure databases.

سیستم‌های مراقبت‌های بهداشتی اکنون اگزابایت سوابق بیماران را در پایگاه‌های داده امن نگهداری می‌کنند.

video streaming services account for the majority of data traffic measured in exabytes.

خدمات پخش ویدئو بخش عمده‌ای از ترافیک داده‌ای را که با اگزابایت اندازه‌گیری می‌شود، تشکیل می‌دهند.

the company invested billions to build infrastructure capable of processing exabytes of information.

شرکت میلیاردها سرمایه‌گذاری کرد تا زیرساختی را بسازد که قادر به پردازش اگزابایت اطلاعات باشد.

analysts estimate that digital photos and videos will contribute significantly to exabytes of storage demand.

تحلیلگران تخمین می‌زنند که عکس‌ها و فیلم‌های دیجیتال به طور قابل توجهی به تقاضای اگزابایت ذخیره‌سازی کمک می‌کنند.

government agencies collaborate to manage exabytes of satellite imagery and surveillance data.

نهادهای دولتی برای مدیریت اگزابایت تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های نظارتی با یکدیگر همکاری می‌کنند.

network traffic continues to grow as more devices connect to the internet, generating exabytes of data daily.

ترافیک شبکه همچنان در حال افزایش است زیرا دستگاه‌های بیشتری به اینترنت متصل می‌شوند و به طور روزانه اگزابایت داده تولید می‌کنند.

researchers are developing new storage technologies to accommodate the growing exabytes of scientific data.

محققان در حال توسعه فناوری‌های ذخیره‌سازی جدید برای پاسخگویی به اگزابایت‌های رو به رشد داده‌های علمی هستند.

the industrial internet of things ecosystem is expanding rapidly, producing exabytes of operational data.

زیست‌بوم اینترنت صنعتی اشیا به سرعت در حال گسترش است و اگزابایت داده‌های عملیاتی تولید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید