exactingly detailed
دقیق و با جزئیات
exactingly precise
دقیق و حسابشده
exactingly strict
بسیار سختگیرانه
exactingly high
بسیار بالا
exactingly thorough
بسیار کامل و جامع
exactingly accurate
بسیار دقیق
she was exactingly precise in her measurements.
گزارش به دقت و با وسواس تحقیق شد، به طوری که هر عدد دوبار بررسی شد.
the chef exactingly prepared each dish for the competition.
او دستورالعملها را با دقت و وسواس دنبال کرد تا از هرگونه اشتباهی جلوگیری کند.
he exactingly followed every instruction in the manual.
سرآشپز قبل از افزودن آنها به سس، ادویهها را با دقت و وسواس اندازهگیری کرد.
the editor exactingly reviewed the entire manuscript.
مهندس سیستم را در شرایط سخت و طاقتفرسا با دقت و وسواس آزمایش کرد.
they exactingly enforced all the new regulations.
او سوابق دقیق و جزئینگر از هر معاملهای را ثبت کرد.
the scientist exactingly documented every result of the experiment.
موزه نقاشی را با دقت و وسواس ترمیم کرد و رنگهای اصلی را حفظ کرد.
the architect exactingly designed every detail of the building.
بازرس ما حسابها را با دقت و وسواس برای مسائل مربوط به انطباق بررسی کرد.
she exactingly checked all the data before submitting the report.
مدیر بازخورد بسیار خاص و دقیقی در مورد هر صحنه ارائه داد.
the craftsman exactingly carved the intricate sculpture.
معمار طرحها را با دقت و وسواس ترسیم کرد، حتی تا کوچکترین بعد.
he exactingly maintained his strict daily schedule.
آنها پروتکل ایمنی را در طول کل شیفت کاری با دقت و وسواس اعمال کردند.
the teacher exactingly graded each student\'s paper.
خیاط پارچه را با دقت و وسواس برش زد تا با طرح مطابقت داشته باشد.
they exactingly inspected all the equipment before the flight.
قاضی قبل از صدور رای، مدارک را با دقت و وسواس ارزیابی کرد.
exactingly detailed
دقیق و با جزئیات
exactingly precise
دقیق و حسابشده
exactingly strict
بسیار سختگیرانه
exactingly high
بسیار بالا
exactingly thorough
بسیار کامل و جامع
exactingly accurate
بسیار دقیق
she was exactingly precise in her measurements.
گزارش به دقت و با وسواس تحقیق شد، به طوری که هر عدد دوبار بررسی شد.
the chef exactingly prepared each dish for the competition.
او دستورالعملها را با دقت و وسواس دنبال کرد تا از هرگونه اشتباهی جلوگیری کند.
he exactingly followed every instruction in the manual.
سرآشپز قبل از افزودن آنها به سس، ادویهها را با دقت و وسواس اندازهگیری کرد.
the editor exactingly reviewed the entire manuscript.
مهندس سیستم را در شرایط سخت و طاقتفرسا با دقت و وسواس آزمایش کرد.
they exactingly enforced all the new regulations.
او سوابق دقیق و جزئینگر از هر معاملهای را ثبت کرد.
the scientist exactingly documented every result of the experiment.
موزه نقاشی را با دقت و وسواس ترمیم کرد و رنگهای اصلی را حفظ کرد.
the architect exactingly designed every detail of the building.
بازرس ما حسابها را با دقت و وسواس برای مسائل مربوط به انطباق بررسی کرد.
she exactingly checked all the data before submitting the report.
مدیر بازخورد بسیار خاص و دقیقی در مورد هر صحنه ارائه داد.
the craftsman exactingly carved the intricate sculpture.
معمار طرحها را با دقت و وسواس ترسیم کرد، حتی تا کوچکترین بعد.
he exactingly maintained his strict daily schedule.
آنها پروتکل ایمنی را در طول کل شیفت کاری با دقت و وسواس اعمال کردند.
the teacher exactingly graded each student\'s paper.
خیاط پارچه را با دقت و وسواس برش زد تا با طرح مطابقت داشته باشد.
they exactingly inspected all the equipment before the flight.
قاضی قبل از صدور رای، مدارک را با دقت و وسواس ارزیابی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید