exasperates me
من را خشمگین میکند
exasperates everyone
همه را خشمگین میکند
exasperates my patience
صبر من را خشمگین میکند
exasperates the situation
وضعیت را خشمگین میکند
exasperates his friends
دوستانش را خشمگین میکند
exasperates the team
تیم را خشمگین میکند
exasperates her boss
رئیسش را خشمگین میکند
exasperates my parents
والدین من را خشمگین میکند
exasperates the audience
بینندگان را خشمگین میکند
exasperates the teacher
معلم را خشمگین میکند
his constant interruptions exasperate me.
وقفه های مداوم او من را آزار می دهد.
the traffic jams exasperate drivers every morning.
ترافیک صبح هر روز رانندگان را آزار می دهد.
her lack of communication exasperates the team.
عدم ارتباط او تیم را آزار می دهد.
the repeated mistakes exasperate the manager.
اشتباهات مکرر مدیر را آزار می دهد.
waiting for the delayed flight exasperates passengers.
منتظر ماندن برای پرواز تاخیری مسافران را آزار می دهد.
the noise from construction exasperates the residents.
صدای ناشی از ساخت و ساز ساکنان را آزار می دهد.
his careless attitude exasperates his colleagues.
رفتار بی احتیاطی او همکارانش را آزار می دهد.
the lack of progress in the project exasperates everyone.
عدم پیشرفت در پروژه همه را آزار می دهد.
her constant complaints exasperate those around her.
شکایات مداوم او کسانی را که در اطراف او هستند آزار می دهد.
the slow internet connection exasperates users.
اتصال اینترنت کند کاربران را آزار می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید