exasperates

[ایالات متحده]/ɪɡˈzæspəreɪts/
[بریتانیا]/ɪɡˈzæspəˌreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. به شدت آزار دادن; خشمگین کردن
v. سوم شخص مفرد از exasperate

عبارات و ترکیب‌ها

exasperates me

من را خشمگین می‌کند

exasperates everyone

همه را خشمگین می‌کند

exasperates my patience

صبر من را خشمگین می‌کند

exasperates the situation

وضعیت را خشمگین می‌کند

exasperates his friends

دوستانش را خشمگین می‌کند

exasperates the team

تیم را خشمگین می‌کند

exasperates her boss

رئیسش را خشمگین می‌کند

exasperates my parents

والدین من را خشمگین می‌کند

exasperates the audience

بینندگان را خشمگین می‌کند

exasperates the teacher

معلم را خشمگین می‌کند

جملات نمونه

his constant interruptions exasperate me.

وقفه های مداوم او من را آزار می دهد.

the traffic jams exasperate drivers every morning.

ترافیک صبح هر روز رانندگان را آزار می دهد.

her lack of communication exasperates the team.

عدم ارتباط او تیم را آزار می دهد.

the repeated mistakes exasperate the manager.

اشتباهات مکرر مدیر را آزار می دهد.

waiting for the delayed flight exasperates passengers.

منتظر ماندن برای پرواز تاخیری مسافران را آزار می دهد.

the noise from construction exasperates the residents.

صدای ناشی از ساخت و ساز ساکنان را آزار می دهد.

his careless attitude exasperates his colleagues.

رفتار بی احتیاطی او همکارانش را آزار می دهد.

the lack of progress in the project exasperates everyone.

عدم پیشرفت در پروژه همه را آزار می دهد.

her constant complaints exasperate those around her.

شکایات مداوم او کسانی را که در اطراف او هستند آزار می دهد.

the slow internet connection exasperates users.

اتصال اینترنت کند کاربران را آزار می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید