excepted

[ایالات متحده]/ik'septid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل نیست; مستثنی
v. اعتراض کردن; مستثنی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

all excepted

همه پذیرفته شده

except for

به جز

except as

به جز اینکه

جملات نمونه

I excepted against this statement.

من با این اظهار نظر مخالفت کردم.

They all excepted to the statement.

آنها همگی با این اظهار نظر مخالفت کردند.

Counsel excepted to the court's ruling.

مشاور با تصمیم دادگاه مخالفت کرد.

I excepted him from my invitation.

من او را از دعوت خود مستثنی کردم.

"All of us, nobody excepted, agree to the decision."

"همه ما با این تصمیم موافقیم، به جز کسانی که مستثنی شده اند."

most museums (the Getty excepted) have small acquisitions budgets.

بیشتر موزه‌ها (به جز گتی) بودجه‌های خرید و تملک کوچکی دارند.

My feeling is that the people around here, present company excepted of course, are rather unfriendly.

احساس من این است که مردم اطراف اینجا، البته به جز ما، نسبتاً غیر دوستانه هستند.

I discovered that I had been excepted from the list of those who were being sent to Italy.

من متوجه شدم که من از لیست کسانی که قرار بود به ایتالیا فرستاده شوند، مستثنی شده ام.

No gold-diggers either.To avoid mutual disappointment master's degree not reply, women enterpriser need not reply (tradeswoman and peddlers excepted).

هیچ گودبردار طلا هم نمی‌خواهیم. برای جلوگیری از ناامیدی متقابل، مدرک تحصیلی پاسخ ندهد، زنان کارآفرین نیازی به پاسخ ندارند (به جز زنان تجاری و دستفروش).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید