exempted

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɛmptɪd/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɛmptɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزادی از یک تعهد یا قاعده

عبارات و ترکیب‌ها

exempted from tax

معاف از مالیات

exempted status granted

وضعیت معافیت اعطا شده

exempted individuals only

فقط افراد معاف

exempted categories defined

دسته‌های معاف تعریف شده‌اند

exempted from duties

معاف از عوارض

exempted from fees

معاف از هزینه‌ها

exempted from regulations

معاف از مقررات

exempted by law

معاف از قانون

exempted activities listed

فعالیت‌های معاف لیست شده‌اند

exempted items approved

موارد معاف تایید شده‌اند

جملات نمونه

students are exempted from paying tuition fees.

دانشجویان از پرداخت شهریه معاف هستند.

some charities are exempted from taxes.

برخی از سازمان‌های خیریه از پرداخت مالیات معاف هستند.

she was exempted from the final exam due to illness.

به دلیل بیماری، او از امتحان نهایی معاف شد.

the company exempted certain employees from overtime work.

شرکت برخی از کارمندان را از اضافه کاری معاف کرد.

individuals over a certain age may be exempted from jury duty.

افرادی که سن آنها از یک حد معین بیشتر است ممکن است از انجام وظیفه داوری معاف شوند.

non-profit organizations are often exempted from specific regulations.

سازمان‌های غیرانتفاعی اغلب از مقررات خاص معاف هستند.

he was exempted from the mandatory training program.

او از برنامه آموزشی اجباری معاف شد.

students with disabilities may be exempted from certain requirements.

دانشجویانی که دارای معلولیت هستند ممکن است از برخی الزامات معاف شوند.

some products are exempted from import duties.

برخی از محصولات از پرداخت تعرفه واردات معاف هستند.

the law exempted low-income families from certain fees.

قانون خانواده‌های کم‌درآمد را از پرداخت برخی هزینه‌ها معاف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید