used exchangeably
به جای یکدیگر استفاده شده
interchangeably exchangeably
به طور متقابل قابل تعویض
terms exchangeably
به طور متقابل
applied exchangeably
به طور متقابل اعمال شده
exchangeably defined
به طور متقابل تعریف شده
exchangeably recognized
به طور متقابل به رسمیت شناخته شده
exchangeably used
به طور متقابل استفاده شده
exchangeably listed
به طور متقابل فهرست شده
exchangeably applicable
به طور متقابل قابل اعمال
exchangeably understood
به طور متقابل درک شده
in some contexts, the terms can be used exchangeably.
در برخی از زمینهها، میتوان از این اصطلاحات به جای یکدیگر استفاده کرد.
these two products are often marketed exchangeably.
این دو محصول اغلب به طور متقابل بازاریابی میشوند.
he uses the words exchangeably without realizing their differences.
او از این واژهها به طور متقابل استفاده میکند بدون اینکه متوجه تفاوتهایشان شود.
in this study, the authors treat the variables exchangeably.
در این مطالعه، نویسندگان متغیرها را به طور متقابل در نظر میگیرند.
different brands can be used exchangeably in this recipe.
در این دستور غذا میتوان از برندهای مختلف به طور متقابل استفاده کرد.
many people think of the two concepts as exchangeably related.
بسیاری از مردم این دو مفهوم را به عنوان مفاهیمی مرتبط به طور متقابل در نظر میگیرند.
these software applications can be used exchangeably for similar tasks.
میتوان از این برنامههای کاربردی نرمافزاری به طور متقابل برای انجام وظایف مشابه استفاده کرد.
in casual conversation, slang terms are often used exchangeably.
در مکالمات غیررسمی، اصطلاحات عامیانه اغلب به طور متقابل استفاده میشوند.
for this project, you can use the materials exchangeably.
برای این پروژه، میتوانید از مواد به طور متقابل استفاده کنید.
in mathematics, certain symbols can be treated exchangeably.
در ریاضیات، میتوان نمادهای خاصی را به طور متقابل در نظر گرفت.
used exchangeably
به جای یکدیگر استفاده شده
interchangeably exchangeably
به طور متقابل قابل تعویض
terms exchangeably
به طور متقابل
applied exchangeably
به طور متقابل اعمال شده
exchangeably defined
به طور متقابل تعریف شده
exchangeably recognized
به طور متقابل به رسمیت شناخته شده
exchangeably used
به طور متقابل استفاده شده
exchangeably listed
به طور متقابل فهرست شده
exchangeably applicable
به طور متقابل قابل اعمال
exchangeably understood
به طور متقابل درک شده
in some contexts, the terms can be used exchangeably.
در برخی از زمینهها، میتوان از این اصطلاحات به جای یکدیگر استفاده کرد.
these two products are often marketed exchangeably.
این دو محصول اغلب به طور متقابل بازاریابی میشوند.
he uses the words exchangeably without realizing their differences.
او از این واژهها به طور متقابل استفاده میکند بدون اینکه متوجه تفاوتهایشان شود.
in this study, the authors treat the variables exchangeably.
در این مطالعه، نویسندگان متغیرها را به طور متقابل در نظر میگیرند.
different brands can be used exchangeably in this recipe.
در این دستور غذا میتوان از برندهای مختلف به طور متقابل استفاده کرد.
many people think of the two concepts as exchangeably related.
بسیاری از مردم این دو مفهوم را به عنوان مفاهیمی مرتبط به طور متقابل در نظر میگیرند.
these software applications can be used exchangeably for similar tasks.
میتوان از این برنامههای کاربردی نرمافزاری به طور متقابل برای انجام وظایف مشابه استفاده کرد.
in casual conversation, slang terms are often used exchangeably.
در مکالمات غیررسمی، اصطلاحات عامیانه اغلب به طور متقابل استفاده میشوند.
for this project, you can use the materials exchangeably.
برای این پروژه، میتوانید از مواد به طور متقابل استفاده کنید.
in mathematics, certain symbols can be treated exchangeably.
در ریاضیات، میتوان نمادهای خاصی را به طور متقابل در نظر گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید