excogitates

[ایالات متحده]/ɪkˈkɒdʒɪteɪts/
[بریتانیا]/ɪkˈkɑːdʒɪteɪts/

ترجمه

v. فکر کردن یا طراحی کردن؛ طراحی یا برنامه‌ریزی کردن؛ توطئه یا نقشه کشیدن؛ محاسبه یا حساب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

excogitates ideas

ایده پردازی می کند

excogitates solutions

راه حل می اندیشد

excogitates plans

برنامه ریزی می کند

excogitates concepts

مفهوم می اندیشد

excogitates strategies

استراتژی می اندیشد

excogitates theories

نظریه می اندیشد

excogitates methods

روش می اندیشد

excogitates problems

مشکل می اندیشد

excogitates possibilities

احتمالات را می اندیشد

جملات نمونه

he excogitates a plan to improve the project.

او برای بهبود پروژه طرحی را بررسی می‌کند.

the scientist excogitates new theories to explain the phenomenon.

دانشمند نظریه‌های جدیدی را برای توضیح پدیده بررسی می‌کند.

she excogitates ways to enhance user experience.

او راه‌هایی را برای بهبود تجربه کاربر بررسی می‌کند.

the committee excogitates solutions to the community's problems.

کمیته راه حل‌هایی را برای مشکلات جامعه بررسی می‌کند.

he excogitates strategies for effective marketing.

او استراتژی‌هایی را برای بازاریابی موثر بررسی می‌کند.

the artist excogitates concepts for her next exhibition.

هنرمند مفاهیمی را برای نمایشگاه بعدی خود بررسی می‌کند.

they excogitate methods to reduce waste in production.

آنها روش‌هایی را برای کاهش ضایعات در تولید بررسی می‌کنند.

the engineer excogitates designs for the new bridge.

مهندس طرح‌هایی را برای پل جدید بررسی می‌کند.

she excogitates a novel approach to teaching.

او یک رویکرد جدید برای آموزش بررسی می‌کند.

the team excogitates innovative ideas for the competition.

تیم ایده‌های نوآورانه‌ای را برای مسابقه بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید