excoriations

[ایالات متحده]/ˌɛkskəˈreɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɛkskəˈreɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برداشتن پوست یا لایه سطحی؛ انتقاد شدید یا سرزنش

عبارات و ترکیب‌ها

public excoriation

سرزنش علنی

excoriation of policy

سرزنش سیاست

excoriation of conduct

سرزنش رفتار

excoriation of leadership

سرزنش رهبری

excoriation of practices

سرزنش روش‌ها

excoriation of decisions

سرزنش تصمیمات

excoriation of actions

سرزنش اقدامات

excoriation of ethics

سرزنش اخلاق

excoriation of statements

سرزنش اظهارات

excoriation of behavior

سرزنش رفتار

جملات نمونه

his excoriation of the policy was well-received by the audience.

تیراندازی او به سیاست مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.

the article included an excoriation of the company's unethical practices.

مقاله شامل انتقاد تند از روش های غیراخلاقی شرکت بود.

she faced excoriation from critics for her latest film.

او با انتقاد تند منتقدان برای آخرین فیلمش روبرو شد.

his excoriation of the government highlighted many issues.

انتقاد او از دولت بسیاری از مسائل را برجسته کرد.

the excoriation in the review left the author devastated.

انتقاد تند در نقد باعث ویرانی نویسنده شد.

her excoriation of the novel made it clear she did not enjoy it.

انتقاد او از رمان نشان داد که از آن لذت نبرده است.

the politician's excoriation of his opponent was widely reported.

انتقاد تند سیاستمدار از رقیبش به طور گسترده گزارش شد.

his excoriation of the media's coverage was passionate and intense.

انتقاد او از پوشش رسانه ها پرشور و شدید بود.

the excoriation of the flawed report led to an investigation.

انتقاد از گزارش معیوب منجر به تحقیقات شد.

she issued an excoriation of the injustice in the system.

او انتقاد تندی از ناعادلی در سیستم منتشر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید