execration

[ایالات متحده]/ˌɛksɪˈkreɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɛksɪˈkreɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نفرین یا محکوم کردن؛ شخص یا چیزی که نفرین شده یا مورد تنفر است

عبارات و ترکیب‌ها

public execration

تکریم عمومی

execration of evil

تکریم شرارت

execration and scorn

تکریم و تحقیر

execration of injustice

تکریم بی‌عدالتی

execration of tyranny

تکریم ظلم

execration of war

تکریم جنگ

execration of betrayal

تکریم خیانت

execration of hatred

تکریم نفرت

execration of greed

تکریم طمع

execration of lies

تکریم دروغ

جملات نمونه

his execration of the corrupt government was widely shared.

انتقاد شدید او از دولت فاسد به طور گسترده‌ای مورد استقبال قرار گرفت.

she expressed her execration through a powerful speech.

او انتقاد خود را از طریق یک سخنرانی قدرتمند بیان کرد.

the poet's execration of war resonated with many.

انتقاد شاعرانه از جنگ با بسیاری همخوانی داشت.

his execration of injustice inspired others to take action.

انتقاد شدید او از بی‌عدالتی الهام‌بخش دیگران برای اقدام شد.

the community's execration of violence was palpable.

انتقاد شدید جامعه از خشونت قابل لمس بود.

she felt a deep execration for those who harm the innocent.

او انتقاد عمیقی نسبت به کسانی که بی‌گناهان را آزار می‌دهند، داشت.

his execration of the unfair treatment was met with applause.

انتقاد شدید او از رفتار ناعادلانه با تشویق روبرو شد.

the artist's work reflected his execration of societal norms.

آثار هنرمند، انتقاد او از هنجارهای اجتماعی را نشان می‌داد.

in her essay, she included an execration of modern consumerism.

در مقاله خود، او انتقاد از مصرف‌گرایی مدرن را گنجاند.

the film's climax featured a powerful execration of greed.

اوج فیلم شامل انتقاد قدرتمندی از طمع بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید