public execration
تکریم عمومی
execration of evil
تکریم شرارت
execration and scorn
تکریم و تحقیر
execration of injustice
تکریم بیعدالتی
execration of tyranny
تکریم ظلم
execration of war
تکریم جنگ
execration of betrayal
تکریم خیانت
execration of hatred
تکریم نفرت
execration of greed
تکریم طمع
execration of lies
تکریم دروغ
his execration of the corrupt government was widely shared.
انتقاد شدید او از دولت فاسد به طور گستردهای مورد استقبال قرار گرفت.
she expressed her execration through a powerful speech.
او انتقاد خود را از طریق یک سخنرانی قدرتمند بیان کرد.
the poet's execration of war resonated with many.
انتقاد شاعرانه از جنگ با بسیاری همخوانی داشت.
his execration of injustice inspired others to take action.
انتقاد شدید او از بیعدالتی الهامبخش دیگران برای اقدام شد.
the community's execration of violence was palpable.
انتقاد شدید جامعه از خشونت قابل لمس بود.
she felt a deep execration for those who harm the innocent.
او انتقاد عمیقی نسبت به کسانی که بیگناهان را آزار میدهند، داشت.
his execration of the unfair treatment was met with applause.
انتقاد شدید او از رفتار ناعادلانه با تشویق روبرو شد.
the artist's work reflected his execration of societal norms.
آثار هنرمند، انتقاد او از هنجارهای اجتماعی را نشان میداد.
in her essay, she included an execration of modern consumerism.
در مقاله خود، او انتقاد از مصرفگرایی مدرن را گنجاند.
the film's climax featured a powerful execration of greed.
اوج فیلم شامل انتقاد قدرتمندی از طمع بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید