exiled

[ایالات متحده]/'ɛksaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تبعید شده; در تبعید
v. تبعید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

political exile

تبعید سیاسی

exile from

تبعید از

go into exile

وارد تبعید شدن

جملات نمونه

They were exiled for life .

آنها برای همیشه تبعید شدند.

This man was exiled for stealing.

این مرد به دلیل سرقت تبعید شد.

he was exiled to Tasmania in 1849.

او در سال 1849 به تاسمانیا تبعید شد.

diehard supporters of the exiled king

طرفداران سرسخت پادشاه تبعیدی

He was exiled from his country.

او از کشورش تبعید شد.

a shadow government of exiled leaders; a shadow cabinet.

یک دولت سایه رهبران تبعیدی؛ یک کابینه سایه.

The king exiled one of his official for murder.

پادشاه یکی از مقامات خود را به دلیل قتل تبعید کرد.

All his supporters were expelled, exiled, or liquidated.

همه حامیان او اخراج، تبعید یا حذف شدند.

Travelling together with them is Kurogane, a warrior who was exiled from his country, and Fye, a magician who wants to escape from his King.

همراه با آنها کوروگانه، یک جنگجو که از کشورش تبعید شده است، و فی، یک جادوگر که می خواهد از پادشاه خود فرار کند، وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید