repatriated funds
بودجههای بازگشتی
repatriated citizens
شهروندان بازگشتی
repatriated assets
داراییهای بازگشتی
repatriated workers
کارگران بازگشتی
repatriated profits
سودهای بازگشتی
repatriated refugees
آوارگان بازگشتی
repatriated remains
آثار باستانی بازگشتی
repatriated goods
کالاهای بازگشتی
repatriated investments
سرمایهگذاریهای بازگشتی
repatriated data
اطلاعات بازگشتی
after the war, many soldiers were repatriated to their home countries.
پس از جنگ، بسیاری از سربازان به کشورهای خود بازگردانده شدند.
the government announced that all refugees would be repatriated by the end of the year.
دولت اعلام کرد که تمام آوارگان تا پایان سال بازگردانده خواهند شد.
she felt relieved when her family was finally repatriated.
وقتی خانوادهاش سرانجام بازگردانده شدند، او احساس راحتی کرد.
repatriated citizens often face challenges reintegrating into society.
شهروندان بازگردانده شده اغلب با چالشهایی در بازگشت به جامعه روبرو هستند.
the company repatriated profits to its home country to avoid high taxes.
شرکت برای جلوگیری از مالیاتهای بالا، سود را به کشور خود بازگرداند.
many artifacts were repatriated to their countries of origin.
آثار باستانی بسیاری به کشورهای مبدأ خود بازگردانده شدند.
he was repatriated after spending several years abroad.
او پس از گذراندن چند سال در خارج از کشور بازگردانده شد.
the organization works to ensure that repatriated individuals receive necessary support.
این سازمان برای اطمینان از دریافت حمایتهای لازم توسط افراد بازگردانده شده تلاش میکند.
repatriated soldiers often receive counseling services upon their return.
سربازان بازگردانده شده اغلب پس از بازگشت خود خدمات مشاوره دریافت میکنند.
the process of being repatriated can be lengthy and complicated.
فرآیند بازگرداندن میتواند طولانی و پیچیده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید