exogenic

[ایالات متحده]/ˌɛk.səʊˈdʒɛn.ɪk/
[بریتانیا]/ˌɛk.soʊˈdʒɛn.ɪk/

ترجمه

adj. ناشی از خارج; به طور خارجی شکل گرفته; ناشی از عوامل خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

exogenic factors

عوامل درونی

exogenic processes

فرآیندهای درونی

exogenic influences

تاثیرات درونی

exogenic forces

نیروهای درونی

exogenic events

رویدادهای درونی

exogenic sources

منابع درونی

exogenic materials

مواد درونی

exogenic inputs

ورودی‌های درونی

exogenic elements

عناصر درونی

exogenic conditions

شرایط درونی

جملات نمونه

exogenic factors influence the evolution of species.

عوامل بيروني بر تکامل گونه‌ها تأثير مي‌گذارند.

the exogenic processes shape the landscape over time.

فرآيندهاي بيروني زمين را در طول زمان شكل مي‌دهند.

researchers study exogenic impacts on climate change.

محققان تأثيرات بيروني بر تغييرات آب و هوا را مطالعه مي‌كنند.

exogenic forces can disrupt geological formations.

نيروهاي بيروني مي‌توانند ساختارهای زمین‌شناسی را مختل کنند.

understanding exogenic phenomena is crucial for environmental science.

درک پديده‌هاي بيروني برای علم محیط‌زیست بسیار مهم است.

exogenic sources of energy are becoming more popular.

منابع بيروني انرژي بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرند.

exogenic elements can affect local ecosystems significantly.

عناصر بيروني می‌توانند اکوسیستم‌های محلی را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.

the study of exogenic materials is essential in geology.

مطالعه مواد بيروني در زمین‌شناسی ضروری است.

exogenic variables often complicate scientific models.

متغیرهای بيرونی اغلب مدل‌های علمی را پیچیده می‌کنند.

exogenic influences can lead to biodiversity loss.

تأثیرات بيروني می‌توانند منجر به از دست رفتن تنوع زیستی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید