expounded

[ایالات متحده]/ɪkˈspaʊndɪd/
[بریتانیا]/ɪkˈspaʊndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تفصیل توضیح داده شده

عبارات و ترکیب‌ها

expounded theory

نظریه تفصیلی

expounded views

دیدگاه‌های تفصیلی

expounded ideas

ایده‌های تفصیلی

expounded concepts

مفاهیم تفصیلی

expounded principles

اصول تفصیلی

expounded arguments

استدلال‌های تفصیلی

expounded beliefs

باورهای تفصیلی

expounded rationale

منطق تفصیلی

expounded findings

یافت‌های تفصیلی

expounded insights

بینش‌های تفصیلی

جملات نمونه

she expounded on the importance of education.

او در مورد اهمیت آموزش توضیح داد.

the professor expounded his theories during the lecture.

استاد نظریات خود را در طول سخنرانی توضیح داد.

he expounded the reasons for his decision.

او دلایل تصمیم خود را توضیح داد.

in her book, she expounded on various philosophical concepts.

در کتابش، او مفاهیم فلسفی مختلف را توضیح داد.

the article expounded the benefits of a healthy lifestyle.

مقاله مزایای یک سبک زندگی سالم را توضیح داد.

during the meeting, he expounded his vision for the project.

در طول جلسه، او چشم انداز خود را برای پروژه توضیح داد.

she expounded on the need for environmental protection.

او در مورد نیاز به حفاظت از محیط زیست توضیح داد.

the author expounded his ideas clearly and effectively.

نویسنده به طور واضح و موثر ایده های خود را توضیح داد.

he expounded the principles of economics in his lecture.

او اصول اقتصاد را در سخنرانی خود توضیح داد.

the scientist expounded on the findings of her research.

دانشمند یافته های تحقیقات خود را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید