explainer

[ایالات متحده]/ɪkˈspleɪnə/
[بریتانیا]/ɪkˈspleɪnɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چیزی را توضیح می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

video explainer

ویدیو معرفی

product explainer

معرفی محصول

animated explainer

معرفی انیمیشن‌شده

explainer video

ویدیو معرفی

explainer article

مقاله معرفی

explainer guide

راهنمای معرفی

simple explainer

معرفی ساده

clear explainer

معرفی واضح

quick explainer

معرفی سریع

visual explainer

معرفی بصری

جملات نمونه

she is a great explainer of complex topics.

او توضیح‌دهندهٔ فوق‌العاده‌ای از موضوعات پیچیده است.

the explainer video helped clarify the process.

ویدئوی توضیح‌دهنده به روشن شدن روند کمک کرد.

he served as an explainer during the presentation.

او در طول ارائه به عنوان توضیح‌دهنده خدمت کرد.

the teacher acted as an explainer for the students.

معلم به عنوان توضیح‌دهنده برای دانش‌آموزان عمل کرد.

we need a good explainer for our project.

ما به یک توضیح‌دهندهٔ خوب برای پروژهٔ خود نیاز داریم.

the explainer provided valuable insights.

توضیح‌دهندهٔ بینش‌های ارزشمندی ارائه داد.

she created an explainer guide for new users.

او یک راهنمای توضیح‌دهنده برای کاربران جدید ایجاد کرد.

the explainer made the concept easy to understand.

توضیح‌دهنده مفهوم را به راحتی قابل درک کرد.

his role as an explainer was crucial for the team.

نقش او به عنوان توضیح‌دهنده برای تیم بسیار مهم بود.

the explainer highlighted the key points effectively.

توضیح‌دهنده به طور مؤثر نکات کلیدی را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید