exploder device
وسیله انفجاری
exploder mechanism
مکانیزم انفجاری
exploder system
سیستم انفجاری
exploder tool
ابزار انفجاری
exploder unit
واحد انفجاری
exploder model
مدل انفجاری
exploder function
عملکرد انفجاری
exploder technology
فناوری انفجاری
exploder design
طراحی انفجاری
exploder application
کاربرد انفجاری
the bomb exploder was called to the scene.
بمبگذارنده برای حضور در صحنه احضار شد.
he used an exploder to demonstrate the experiment.
او از بمبگذارنده برای نشان دادن آزمایش استفاده کرد.
the exploder malfunctioned during the test.
بمبگذارنده در طول آزمایش دچار نقص فنی شد.
she watched the exploder work from a safe distance.
او از فاصله امن، عملکرد بمبگذارنده را تماشا کرد.
the police deployed an exploder to neutralize the threat.
پلیس برای خنثی کردن تهدید از بمبگذارنده استفاده کرد.
they designed a new type of exploder for the project.
آنها یک نوع جدید از بمبگذارنده را برای پروژه طراحی کردند.
using an exploder requires specialized training.
استفاده از بمبگذارنده نیاز به آموزش تخصصی دارد.
the exploder was effective in clearing the area.
بمبگذارنده در پاکسازی منطقه موثر بود.
he explained how the exploder functions in detail.
او نحوه عملکرد بمبگذارنده را به طور مفصل توضیح داد.
the exploder's design ensures safety during use.
طراحی بمبگذارنده ایمنی را در هنگام استفاده تضمین میکند.
exploder device
وسیله انفجاری
exploder mechanism
مکانیزم انفجاری
exploder system
سیستم انفجاری
exploder tool
ابزار انفجاری
exploder unit
واحد انفجاری
exploder model
مدل انفجاری
exploder function
عملکرد انفجاری
exploder technology
فناوری انفجاری
exploder design
طراحی انفجاری
exploder application
کاربرد انفجاری
the bomb exploder was called to the scene.
بمبگذارنده برای حضور در صحنه احضار شد.
he used an exploder to demonstrate the experiment.
او از بمبگذارنده برای نشان دادن آزمایش استفاده کرد.
the exploder malfunctioned during the test.
بمبگذارنده در طول آزمایش دچار نقص فنی شد.
she watched the exploder work from a safe distance.
او از فاصله امن، عملکرد بمبگذارنده را تماشا کرد.
the police deployed an exploder to neutralize the threat.
پلیس برای خنثی کردن تهدید از بمبگذارنده استفاده کرد.
they designed a new type of exploder for the project.
آنها یک نوع جدید از بمبگذارنده را برای پروژه طراحی کردند.
using an exploder requires specialized training.
استفاده از بمبگذارنده نیاز به آموزش تخصصی دارد.
the exploder was effective in clearing the area.
بمبگذارنده در پاکسازی منطقه موثر بود.
he explained how the exploder functions in detail.
او نحوه عملکرد بمبگذارنده را به طور مفصل توضیح داد.
the exploder's design ensures safety during use.
طراحی بمبگذارنده ایمنی را در هنگام استفاده تضمین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید