exploitative

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بهره‌برداری از دیگران، به‌ویژه برای منفعت شخصی خود

عبارات و ترکیب‌ها

exploitative practices

رفتارهای استثمارگرانه

exploitative behavior

رفتار استثمارگرانه

جملات نمونه

The company was accused of exploitative labor practices.

شرکت به سوء استفاده از شیوه‌های کاری متهم شد.

She refused to work for such an exploitative boss.

او حاضر نشد برای چنین رئیس استثمارگری کار کند.

The film depicted the exploitative nature of the mining industry.

فیلم ماهیت استثمارگرایانه صنعت معدن را به تصویر کشید.

He felt exploited by the exploitative pricing of the products.

او احساس کرد که به دلیل قیمت‌گذاری استثمارگرایانه محصولات، مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

They protested against the exploitative working conditions.

آنها علیه شرایط کاری استثمارگرایانه اعتراض کردند.

The government passed laws to prevent exploitative practices in the industry.

دولت قوانینی برای جلوگیری از شیوه‌های استثمارگرایانه در صنعت تصویب کرد.

The exploitative relationship between the landlord and tenants was exposed.

رابطه استثمارگرایانه بین موجر و مستأجر آشکار شد.

She felt trapped in an exploitative relationship with her partner.

او احساس کرد در یک رابطه استثمارگرایانه با شریکش گرفتار شده است.

The company was criticized for its exploitative marketing tactics.

شرکت به دلیل تاکتیک‌های بازاریابی استثمارگرایانه‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.

He vowed to fight against exploitative practices in the industry.

او قول داد که علیه شیوه‌های استثمارگرایانه در صنعت مبارزه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید