extendability feature
ویژگی قابلیت توسعه
extendability options
گزینههای قابلیت توسعه
high extendability
قابلیت توسعه بالا
improved extendability
قابلیت توسعه بهبود یافته
limited extendability
قابلیت توسعه محدود
extendability matters
قابلیت توسعه مهم است
extendability requirements
الزامات قابلیت توسعه
extendability issues
مشکلات قابلیت توسعه
extendability testing
آزمایش قابلیت توسعه
extendability improvements
بهبودهای قابلیت توسعه
the api was designed with extendability in mind, so new endpoints can be added without breaking existing clients.
این API با در نظر گرفتن قابلیت توسعه طراحی شده است، بنابراین میتوان نقاط پایانی جدید را بدون ایجاد اختلال در مشتریان موجود اضافه کرد.
good documentation improves extendability by helping new contributors understand the architecture quickly.
مستندات خوب با کمک به درک سریع معماری توسط مشارکتکنندگان جدید، قابلیت توسعه را بهبود میبخشد.
we prioritized extendability over quick hacks to keep the codebase maintainable as requirements evolve.
ما قابلیت توسعه را بر روی راهحلهای سریع اولویتبندی کردیم تا با تکامل الزامات، کد قابل نگهداری باقی بماند.
unit tests support extendability by making refactors safer and reducing the risk of regressions.
آزمونهای واحد از طریق ایمنتر کردن بازسازیها و کاهش خطر رگرسیون، از قابلیت توسعه پشتیبانی میکنند.
a plugin system is a practical way to enhance extendability without cluttering the core features.
یک سیستم افزونه یک راه عملی برای افزایش قابلیت توسعه بدون شلوغ کردن ویژگیهای اصلی است.
using clear interfaces increased extendability, allowing multiple implementations to coexist smoothly.
استفاده از رابطهای واضح، قابلیت توسعه را افزایش داد و امکان همزیستی آرام چندین پیادهسازی را فراهم کرد.
the team reviewed the design for extendability before approving the final data model.
تیم قبل از تایید مدل داده نهایی، طراحی را برای قابلیت توسعه بررسی کرد.
modular components provide extendability, letting us swap parts without rewriting the whole system.
اجزای ماژولار قابلیت توسعه را فراهم میکنند و به ما اجازه میدهند تا بدون بازنویسی کل سیستم، قطعات را تعویض کنیم.
choosing open standards boosts extendability by making integrations with third-party tools easier.
انتخاب استانداردهای باز، با آسانتر کردن یکپارچهسازی با ابزارهای شخص ثالث، قابلیت توسعه را افزایش میدهد.
we achieved extendability through configuration files instead of hardcoding business rules.
ما با استفاده از فایلهای پیکربندی به جای کدگذاری سخت قوانین کسب و کار، قابلیت توسعه را به دست آوردیم.
refactoring the service layer improved extendability and reduced coupling between modules.
بازسازی لایه سرویس، قابلیت توسعه را بهبود بخشید و وابستگی بین ماژولها را کاهش داد.
the library offers extendability via hooks, so developers can customize behavior when needed.
کتابخانه از طریق قلابها قابلیت توسعه را ارائه میدهد، بنابراین توسعهدهندگان میتوانند در صورت نیاز رفتار را سفارشی کنند.
extendability feature
ویژگی قابلیت توسعه
extendability options
گزینههای قابلیت توسعه
high extendability
قابلیت توسعه بالا
improved extendability
قابلیت توسعه بهبود یافته
limited extendability
قابلیت توسعه محدود
extendability matters
قابلیت توسعه مهم است
extendability requirements
الزامات قابلیت توسعه
extendability issues
مشکلات قابلیت توسعه
extendability testing
آزمایش قابلیت توسعه
extendability improvements
بهبودهای قابلیت توسعه
the api was designed with extendability in mind, so new endpoints can be added without breaking existing clients.
این API با در نظر گرفتن قابلیت توسعه طراحی شده است، بنابراین میتوان نقاط پایانی جدید را بدون ایجاد اختلال در مشتریان موجود اضافه کرد.
good documentation improves extendability by helping new contributors understand the architecture quickly.
مستندات خوب با کمک به درک سریع معماری توسط مشارکتکنندگان جدید، قابلیت توسعه را بهبود میبخشد.
we prioritized extendability over quick hacks to keep the codebase maintainable as requirements evolve.
ما قابلیت توسعه را بر روی راهحلهای سریع اولویتبندی کردیم تا با تکامل الزامات، کد قابل نگهداری باقی بماند.
unit tests support extendability by making refactors safer and reducing the risk of regressions.
آزمونهای واحد از طریق ایمنتر کردن بازسازیها و کاهش خطر رگرسیون، از قابلیت توسعه پشتیبانی میکنند.
a plugin system is a practical way to enhance extendability without cluttering the core features.
یک سیستم افزونه یک راه عملی برای افزایش قابلیت توسعه بدون شلوغ کردن ویژگیهای اصلی است.
using clear interfaces increased extendability, allowing multiple implementations to coexist smoothly.
استفاده از رابطهای واضح، قابلیت توسعه را افزایش داد و امکان همزیستی آرام چندین پیادهسازی را فراهم کرد.
the team reviewed the design for extendability before approving the final data model.
تیم قبل از تایید مدل داده نهایی، طراحی را برای قابلیت توسعه بررسی کرد.
modular components provide extendability, letting us swap parts without rewriting the whole system.
اجزای ماژولار قابلیت توسعه را فراهم میکنند و به ما اجازه میدهند تا بدون بازنویسی کل سیستم، قطعات را تعویض کنیم.
choosing open standards boosts extendability by making integrations with third-party tools easier.
انتخاب استانداردهای باز، با آسانتر کردن یکپارچهسازی با ابزارهای شخص ثالث، قابلیت توسعه را افزایش میدهد.
we achieved extendability through configuration files instead of hardcoding business rules.
ما با استفاده از فایلهای پیکربندی به جای کدگذاری سخت قوانین کسب و کار، قابلیت توسعه را به دست آوردیم.
refactoring the service layer improved extendability and reduced coupling between modules.
بازسازی لایه سرویس، قابلیت توسعه را بهبود بخشید و وابستگی بین ماژولها را کاهش داد.
the library offers extendability via hooks, so developers can customize behavior when needed.
کتابخانه از طریق قلابها قابلیت توسعه را ارائه میدهد، بنابراین توسعهدهندگان میتوانند در صورت نیاز رفتار را سفارشی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید