extenuates

[ایالات متحده]/ɪkˈstɛnjueɪts/
[بریتانیا]/ɪkˈstɛnjueɪts/

ترجمه

v. کاهش دادن جدیت چیزی؛ دست کم گرفتن یا کوچک شمردن

عبارات و ترکیب‌ها

extenuates circumstances

تخفیف شرایط

extenuates guilt

تخفیف احساس گناه

extenuates factors

تخفیف عوامل

extenuates evidence

تخفیف شواهد

extenuates behavior

تخفیف رفتار

extenuates actions

تخفیف اقدامات

extenuates situation

تخفیف وضعیت

extenuates reasons

تخفیف دلایل

extenuates mistakes

تخفیف اشتباهات

extenuates consequences

تخفیف عواقب

جملات نمونه

his apology extenuates his earlier mistakes.

ببخشید که عذرخواهی او اشتباهات قبلی‌اش را توجیه می‌کند.

she believes that his difficult childhood extenuates his behavior.

او معتقد است که دوران کودکی سخت او رفتارش را توجیه می‌کند.

the circumstances surrounding the incident extenuate the consequences.

شرایط پیرامون حادثه عواقب را توجیه می‌کند.

in court, the defense argued that mental health issues extenuate the crime.

در دادگاه، وکلای مدافع استدلال کردند که مشکلات بهداشت روان جرم را توجیه می‌کند.

her charitable work extenuates her past mistakes.

کار خیرخواهانه او اشتباهات گذشته‌اش را توجیه می‌کند.

he tried to extenuate his lateness with a valid reason.

او سعی کرد دیر رسیدنش را با یک دلیل موجه توجیه کند.

they argued that the lack of resources extenuates their inability to succeed.

آنها استدلال کردند که فقدان منابع ناتوانی آنها در موفقیت را توجیه می‌کند.

her kindness extenuates her occasional rudeness.

مهربانی او بی‌ادبی گاه به گاه او را توجیه می‌کند.

the judge considered the defendant's youth as something that extenuates his actions.

قاضی جوانی متهم را به عنوان چیزی که اعمال او را توجیه می‌کند در نظر گرفت.

his long service in the community extenuates his recent mistakes.

خدمت طولانی مدت او در جامعه اشتباهات اخیر او را توجیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید