extern

[ایالات متحده]/ˈɛkstəːn/
[بریتانیا]/ˈɛkstɜrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشجوی روزانه; کارآموز پزشکی; دانشجوی خارجی پزشکی
adj. خارجی; بیگانه
Word Forms
جمعexterns

عبارات و ترکیب‌ها

extern variable

متغیر خارجی

extern function

تابع خارجی

extern declaration

اعلان خارجی

extern linkage

پیوند خارجی

extern library

کتابخانه خارجی

extern object

شی خارجی

extern reference

ارجاع خارجی

extern symbol

نماد خارجی

extern scope

دامنه خارجی

extern type

نوع خارجی

جملات نمونه

we need to extern the variables for better access.

ما نیاز داریم متغیرها را برای دسترسی بهتر، extern کنیم.

the function is declared as extern to allow linkage.

تابع به عنوان extern تعریف شده است تا امکان پیوند فراهم شود.

he decided to extern his project to a larger team.

او تصمیم گرفت پروژه خود را به یک تیم بزرگتر extern کند.

extern the library to use it in multiple files.

کتابخانه را extern کنید تا بتوانید از آن در چندین فایل استفاده کنید.

we often extern our services to improve efficiency.

ما اغلب خدمات خود را extern می‌کنیم تا کارایی را بهبود بخشیم.

it's common to extern variables in c programming.

extern کردن متغیرها در برنامه نویسی c رایج است.

they plan to extern the software development to specialists.

آنها قصد دارند توسعه نرم افزار را به متخصصان extern کنند.

to optimize performance, we should extern the resources.

برای بهینه سازی عملکرد، باید منابع را extern کنیم.

the extern keyword is crucial in c and c++.

کلمه کلیدی extern در c و c++ بسیار مهم است.

we decided to extern the marketing strategy for better results.

ما تصمیم گرفتیم استراتژی بازاریابی را برای دستیابی به نتایج بهتر extern کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید