extolments

[ایالات متحده]/ɪkˈstəʊlmənt/
[بریتانیا]/ɪkˈstoʊlmənt/

ترجمه

n. ستایش یا تمجید

عبارات و ترکیب‌ها

extolment of virtues

تعریف فضایل

extolment of achievements

تعریف دستاوردها

extolment of kindness

تعریف مهربانی

extolment of beauty

تعریف زیبایی

extolment of wisdom

تعریف خرد

extolment of courage

تعریف شجاعت

extolment of talent

تعریف استعداد

extolment of loyalty

تعریف وفاداری

extolment of integrity

تعریف یکپارچگی

extolment of generosity

تعریف سخاوت

جملات نمونه

his extolment of the new policy was well received.

تعریف و تمجید او از سیاست جدید به خوبی پذیرفته شد.

the extolment of her achievements inspired many.

تعریف و تمجید از دستاوردهای او الهام بخش بسیاری بود.

there was an extolment of teamwork during the meeting.

در طول جلسه، تعریف و تمجید از کار گروهی وجود داشت.

her extolment of the artist's work drew attention.

تعریف و تمجید او از آثار هنرمند توجه‌ها را به خود جلب کرد.

the extolment of his leadership skills was evident.

تعریف و تمجید از مهارت‌های رهبری او آشکار بود.

we heard an extolment of the benefits of exercise.

ما تعریف و تمجید از فواید ورزش شنیدیم.

the extolment of their dedication was heartwarming.

تعریف و تمجید از تعهد آنها دلگرم کننده بود.

she received extolment for her volunteer work.

او برای کار داوطلبانه خود مورد تعریف و تمجید قرار گرفت.

the extolment of cultural diversity was emphasized.

تعریف و تمجید از تنوع فرهنگی مورد تاکید قرار گرفت.

his extolment of the local cuisine attracted food lovers.

تعریف و تمجید او از غذاهای محلی، عاشقان غذا را جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید